تبليغاتX
ستاره دریایی قزوین
هرگز مایوس نشو ! هرگز ! هرگز ! هر روز اولین روز بقیه زندگی توست !!!
این وبلاگ به بالاترین قیمت پیشنهادی فروخته میشود
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مهر1387ساعت 18:22  توسط مدیریت وبلاگ | 

"چار چوب ذهنی یعنی زاویه دید. یعنی راهی که ما چیزها را می بینیم"بهترین نتورکر دنیا

"فکر می کنی آیا رسانه ها نسبت به مقالات منفی ای که درباره تجارت شبکه ای چاپ می کنند مسوولند؟"

" نه . در حقیقت تا امروز فکر می کردم آنها مسوولند ، اما امروز فهمیدم   که حتی من هم در چاپ آن مقالات سهم دارم"

" همه مسوولیم. تجارت شبکه ای اصولا برای آزادی است. به ما آزادی به اشتراک گذاشتن می دهد. این یک روی سکه است  و روی دیگر احساس مسئولیت است. تجارت شبکه ای حقیقتا یک تجارت مسوولیت پذیری است، یعنی ما بابت مسوولیتی  که می پذیریم پاداش می گیریم.هر چه قدر بیشتر مسوول باشیم بیشتر پاداش می گیریم.اینجاست که کلمه پشتیبان(sponser) معنی پیدا می کند، یعنی احساس مسوولیت بابت افرادی که به این تجارت معرفی می کنی.وقتی که تو پشتیبان مجموعه ای چند هزار نفری از افراد هستی ،پاداش آن را می گیری .پاداشی که بسیار زیاد است وتو مستحق آن هستی.".....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 فروردین1386ساعت 20:22  توسط مدیریت وبلاگ | 

عید نوروز بر تمامی هم میهنان عزیز به ویژه خانواه بزرگ وست ویژن مبارک باد.

                    

   امیدوارم امسال نیز همانند سال قبل سالی توام با موفقیت و پیشرفت برای

                             وست ویژنی های عزیز باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اسفند1385ساعت 20:25  توسط مدیریت وبلاگ | 

 افرادی که مایل به بستن قراردار با شرکت وست ویژن جهت ارائه تسهیلات

میباشند از طزیق راهبر های خود اقدام نمایند!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 اسفند1385ساعت 3:22  توسط مدیریت وبلاگ | 

کالاهای

جدید در G-Bank!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 اسفند1385ساعت 1:17  توسط مدیریت وبلاگ | 

"به نام یگانه راهبر هستی"

۸۳/۱۲/۱۷

۲سال بعد..........

۸۵/۱۲/۱۷

سلام

دوست داشتم قبل از صحبت در مورد مسائل مربوط به تسهیلات و جلسه برگزار شده روز پنجشنبه نگاهی به پشت سر داشته باشم به ۲ سال سابقه کار وست ویژن و خودمان!!! شاید اگر بخواهم از مشکلات این ۲ سال بگویم ساعت ها طول بکشد !!! شاید اگر بخواهم از خوشی های این مسیر بگویم باز هم ساعت ها طول بکشد !!! اما غم و خوشی هر چه بود گذشت !!! شاید اگر بخواهیم نمودار رشد شرکتمان را ترسیم کنیم حتما خیلی غیر قابل باور است !!! میپرسید چرا ؟؟؟

جوابش خیلی ساده است !!! من فکر نمیکنم نیازی به نوشتن مواردی باشد که شرکت برای اثبات حقانیتش انجام داده !!! ازدسترسی به یک سایت قدرتمند و کاملا حرفه ای گرفته تا دریافت مدرک دکترای نتورک مارکتینگ از دانشگاه راچ کالیفورنیا ، توسط مدیر عامل فهیم و متعهد شرکت وست ویژن جناب دکتر ابوالفضل بابایی !!! بانک وست ویژن و دانشگاه وست ویژن هم که در راه است !!!

همه و همه میدانند و دیده اند و شنیده اند که شرکت ما چه بوده و امروز بعد از گذشت ۲ سال چه شده است !!! روی صحبتم با انهایی است که میگفتند و میگویند نمیشود و یا نمیتوانید !!! کجائید جماعت منفی گرایی که اگر طی این ۲ سال به جای ایه یاس خواندن و تخریب مجموعه تان و ضربه زدن به شرکت و چوب لای چرخ گذاشتن اگر گوشه ای از کار را گرفته بودید الان خودتان به جایی رسیده بودید !!! چون خدا را شکر نه شرکت به شما نیاز دارد و نه ما !!!

نمی خواستم زیاد تند صحبت کنم اما به واقع بعد از ۲ سال به کجا رسیدیم !!!؟؟؟هر کس که ماند و تلاش کرد به جایی رسید و هر کس که نغ زد.................!!!!!!!!!!!!!!!!

جا دارد بعد از گذشت ۲ سال کارم در عرصه بازاریابی شبکه ای وست ویژن تشکری مخصوص داشته باشم از مرد اول نتورک مارکتینگ ایران جناب دکتر ابوالفضل بابایی که از همان روزهای اول غمخوار و دلسوز خانواده بزرگ خودش بوده و هست و خواهد بود و همچنین میبوسم دست های گرم راهبر همیشه راهبرم  اقای ح.م را که در تمامی مراحل کار و زندگی فراتر از یک راهبر همانند کوهی استوار ما را از حمایت های بی دریغش بی نصیب نگذاشت !!!

پس ۲ سال گذشت و امسال نیز میگذرد !!! پس خیلی باید مراقب بود چون خیلی زود دیر میشود !!!

و اما تسهیلات در تغییرات....................

روز پنجشنبه مورخ ۱۷/۱۲/۸۵ ساعت ۱:۳۰ دقیقه بعد از ظهر جلسه ای داشتیم با حضور جناب اقای حسیبی دوست و همکار عزیزمان در بخش تسهیلات شرکت و همچنین گروهی از نمایندگان بخش تسهیلات استانهای مختلف!!!

جلسه با نام و یاد خدا اغاز شد و ابتدا اقای حسیبی در ارتباط با مدت زمان دیرکرد برگزاری این جلسه و دلایل ان که مهم ترین ان مسئله جابجایی دفتر پشتیبانی شرکت بود صحبت کردند!!! سپس هر کدام از نمایندگان خود را معرفی کردند و مرکز فعالیت خود را اعلام نمودند!!!جلسه با موضوع نحوه بستن قرارداد ها و میزان درصد قراردادها ادامه یافت!!!

محور صحبت جلسه نوع مراکز و میزان درصد و فرهنگ استفاده از مراکز تسهیلات بود که به مدت ۲ ساعت به طول انجامید که در این مدت تمامی نمایندگان نظرات خود را در ارتباط با همه موارد مورد بحث در بخش تسهیلات بیان نمودند که البته در پایان جلسه هم به نتایج مطلوبی دست پیدا کردیم که از طریق نمایندگان به سمع شما خواهد رسید و در پایان جلسه اقای حسیبی برگه های قرارداد و برچسب های جدید وست ویژن را به تمامی نمایندگان ارائه دادند و قرار شد که با همکاری تمامی بازاریاب های فعال در هر استان بستن قرارداد های جدید و جا انداختن این فرهنگ اغاز شود!!!

اما در جلسه به موردی اشاره شد که خالی از لطف نیست که با شما نیز در میان گذاشته شود!!!

به واقع هدف اصلی ما از بستن قرارداد های تسهیلات چیست؟؟؟!!!

به راستی چه نوع مرکزی برای طرف قرارداد وست ویژن مناسب است؟؟؟!!!

به راستی چه میزان درصد تسهیلات برازنده شرکت و بازاریابانان است؟؟؟!!!

ایا موارد بالا از اهمیت بالایی برخوردارند؟؟؟!!! اری اما نه به اندازه مورد سوم یعنی فرهنگ استفاده از تسهیلات!!! همه ما میدانیم که بستن قرارداد با مراکز معتبر با درصد مناسب حتی به تعداد کم بهتر است از بستن قرارداد با مراکز نا معتبر با تعداد بالا و درصد بالا!!! و یا حتی بستن قرارداد باهر نوع مرکزی چه معتبر و چه غیر معتبر با درصد تسهیلات متفاوت!!!

تمامی این کارها عالی است اما نه در جایی که فرهنگ درست استفاده از تسهیلات وجود ندارد!!! برخی معتقدند که این قرارداد ها و برچسب های وست ویژن به ورودی گرفتن بیشتر کمک میکند !!!!!!!!!!!!!!!!!

من واقعا متاسفم برای ان دسته از افرادی که از قرارداد و برچسب هایی که قرار است بر در مغازه ها و مراکز مختلف نصب شود برای ورودی گرفتن بیشتر میخواهند استفاده کنند!!! بعضی ها میگویند اگر مغازه ها برچسب داشته باشند مردم بهتر وارد میشوند و یا مسائل اینچنینی!!! من باید اعلام کنم برای ان دسته از اعضا و راهبرانی که اینگونه فکر میکنند باید متاسف بود زیرا انهایی که فقط و فقط به گسترش مجموعه خودشان فکر میکنند ولو به هر قیمتی باید بدانند که مجموعه ای که با برچسب ساخته میشود بدون برچسب هم از بین خواهد رفت!!!

دوستان و همکاران عزیز از صحبت های من نرنجید اما ایا به واقع سطح تسهیلات ما باید به اندازهای باشد که فقط برای تبلیغات از ان استفاده شود!!!؟؟؟ تسهیلاتی که به جرات میتوانم بگویم تا به حال کمتر شرکتی یک همچین خدماتی به فکرش رسیده که به مردم ارائه دهد!!! پس یادمان نرود یک روی قضیه تبلیغات است و روی مهم دیگر فرهنگ استفاده از کارتهای تسهیلات مان است!!! من به عنوان عضو کوچکی از این خانواده بزگ از راهبران عزیز خواهشمندم که در جا انداختن این فرهنگ قوی تر از قبل عمل کنند!!!

این مسئله را هم قبول دارم که شاید تا به حال مرکز خوبی که تسهیلات درست هم بدهد در وست ویژن کم بوده اما خود ما چند بار به همین مراکز اندک چند هزار تایی مراجعه کرده ایم!!! انوقت میگویند فلان مرکز تخفیف نمیدهد!!! عزیزان بیایید با عزمی راسخ و همکاری و همدلی متقابل وارد گود شویم و برای جا انداختن این فرهنگ کلیدیدر بین اعزای مجموعه خودمان تلاش کنیم و به انها یاد بدهیم که نتورک مارکتینگ فقط پورسانت نیست!!!

در پایان جا دارد از تمامی عزیزانی که در دفتر پشتیبانی شرکت شبانه روز تلاش میکنند تا خدمات بهتری به اعضا ارائه شود کمال تشکر خود را اعلام دارم مخصوصا اقایان حسیبی و قاسمی وند که در این مدت کمال همکاری را با ما داشتند!!!

به امید روزی که هر فرد ایرانی در جیب خود یک فسیلیتی کارت داشته باشد!!!!!!!!!!!!!!!!

"ویژن هایتان وست باد"

"امیرحسین احمدی"

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اسفند1385ساعت 2:47  توسط مدیریت وبلاگ | 

دیگه چی میخواهید این هم ازعیدی دکتر بابایی به همه ی اعضای وست ویژن در

جشن ۲ سالگی وست ویژن

خسته نباشی دلاور

http://www.vasteagles.blogfa.com/post-161.aspx

http://www.se7en-vision.blogfa.com/post-502.aspx

http://www.dreamteam.blogfa.com/post-145.aspx

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 17:47  توسط مدیریت وبلاگ | 

  به امید روزی که با صدای بلند فریاد بزنیم ؛ "ای زمین تو می چرخی"!!

 

نوشته های زیر ، از صحبت هایی است که در جشن تولد دوسالگی وست ویژن فرصت بیان آنها مهیا نشد و ترجیح دادم از طریق وبلاگ The Best Of Leaders بخشی از آن ها را بازگو کنم.

 

     دوش وقت سحر از غصــــــــه نجـــاتم دادند                      و اندر آن ظلمت شب آب حیـــاتم دادند

 

     چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی                       آن شب قـــدر که این تازه براتـــم دادند

    

     من اگر کـــامرا گشتم و خوشدل چه عجب                       مستحق بودم و این ها به زکاتم دادند

 

     هـاتف آن روز به من مـــــژدۀ این دولت داد                        که بدان جور و جفا ، صبر و ثباتم دادند

 

     این همه شهد و شکر کز سخنم می ریزد                        اجر صبریست کز آن شاخه نباتم دادند

 

     همت حـــــافظ و انفاس ســـــحرخیزان بود                       کـــه ز بند غم ایــــــــام نجاتــــــم دادند 

 

به نام مولایم حسین

 

ابتدا عرض تسلیت دارم به مناسبت فرا رسیدن اربعین حسینی خدمت همه وست ویژنی ها و همه ایرانی ها و پس از آن عرض تبریک برای این عید بزرگ افتخار ملی و سـالروز تولد دو سالگی وست ویژن.

 

از آن شب دو سال گذشت... انگار همین چند شب پیش بود ، دو سال پر از تلاش ، سختی ، اضطراب ، خوشی و موفقیت. امروز وقت آن رسیده است که سپاسگزاری کنیم از بزرگ مردی که با همتی والا در طی این دو سال ، شبانه روز و بی دریغ زحمت کشید ، خیلی از سختی ها را تنهایی به دوش کشید ولی خسته نشد ، از نامردی ها دلش شکست ولی خم به ابرو نیاورد ، از بی ادبی های ما گذشت و با بزرگواری خودش به ما درس گذشت و معرفت داد. مردی که با فداکاری خودش غرور خیلی ها را خرید ، آبروی خیلی ها را حفظ کرد و شرف و ایمان خیلی ها را به آن ها برگرداند و با فکر بزرگ و گذشت والای خودش زندگی خیلی ها را تغییر داد. در یک جمله مردی که خستگی را خسته کرد...

 

گله کوچکی دارم از بعضی از دوستان که معتقدند اگر دستاوردی داشته اند ، تنها و تنها از همت و پشتکار خودشان بوده است. ابدا منکر تاثیر همت در رسیدن به نتیجه و موفقیت نیستم ، اما باید توجه داشته باشیم که اگر کشاورزی زمین مساعدی برای کشت در اختیار داشته باشد و ادعا کند که قدرت پرورش هر بذری را دارد، کاملا درست است اما غافل از اینکه یک بذر ساده کجا و لوبیای سحر آمیز این بزرگ مرد کجا که با رشد اعجاب انگیز خود از ابرهای تیره عبور کرد و ما را هم با خودش بالا برد. ابرهای سیاه جهل و درماندگی!! در آن ارتفاع به ما یاد داد که می شود عاشق وطن بود و ماند و با غرور ، ایمان ، شرف و پشتکار برای آبادی و پیشرفت میهن اسلامی خود کوشید و به نتیجه رسید. به امید روزی که با صدای بلند فریاد بزنیم ؛ "ای زمین تو می چرخی"!!! یا حق. خدا قوت...

 

نوشته شده در تاریخ 17 اسفند 85 توسط  ح.م

 

The Best Of Leadersبا تشکر از  

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 16:1  توسط مدیریت وبلاگ | 

دیروز مورخ ۱۷/۱۲/۸۵ که مصادف با دومین سالروز شرکت وست ویژن بود جلسه ای در دفتر پشتیبانی شرکت با هدف صحبت جهت بهبود وضعیت تسهیلات استانهای مختلف و ارائه برگه قراردادهای جدید و همچنین برچسب های وست ویژن با حضور مسئولان تسهیلات شرکت و نمایندگان اکثر استانها برگزار شد!!!

"منتظر گزارش کامل جلسه باشید"

+ نوشته شده در  جمعه 18 اسفند1385ساعت 19:8  توسط مدیریت وبلاگ | 

عملکرد وست ویژن در سال 85

 

 آنطور که ما پیش بینی کرده بودیم نبود!!!

 

اواخر سال 84 بود که تاپ لیدرهای شرکت به دعوت جناب دکتر بابایی ، در هتل مروارید تهران دور هم جمع شدند. این جلسه در شرایطی برگزار شد که وضعیت مجموعه ها زیاد جالب نبود ، بخش ارسال کارت و کالا بسیار ضعیف عمل می کرد و از همه مهمتر جو نتورک در ایران آنقدر سمپاشی شده بود که دیگر جای نفس کشیدن نبود. به هر حال آقای دکتر در آن جلسه در مورد پلن جدید و اهداف شرکت در سال جدید به سخنرانی پرداختند و سال 85 را سال "مدیریت" در وست ویژن نامیدند. اما مشکلات به قدری زیاد بود که هیچ کس تصورش را هم نمی کرد صنعت نتورک مارکتینگ در ایران بیشتر از چند ماه دیگر دوام بیاورد. به هر حال سال 84 نفس های آخرش را کشید و وارد سال 85 شدیم...

 

اما عملکرد وست ویژن در سال 85 آنطور که ما پیش بینی کرده بودیم نبود!! به هر حال از یک نوزاد یک ساله نمی توانستیم انتظار معجزه داشته باشیم و شاید همین ذهنیت غلط بود که باعث شد پیش بینی های ما غلط از آب در آید!! دستاوردهای وست ویژن در سال 85 بسیار فراتر ار حد انتظار بود و این موضوع در باور هیچ کس نمی گنجید. تا جایی که آنقدر بد عادت شده بودیم که هر روز منتظر یک خبر تازه و کسب یک افتخار بزرگ دیگر بودیم. اگر وست ویژن فعلی را با وست ویژن سال گذشته مقایسه کنید خودتان متوجه می شوید که در این یک سال چه اتفاقاتی افتاده است و وست ویژن چه دستاوردهایی داشته است. نمونه هایی از این دستاوردها عبارتند از ؛

 

1-      دسترسی به یک سایت قدرتمند و کاملا حرفه ای.

2-      تغییر پلن وست ویژن از یک پلن کلیشه ای به یک پلن منحصر به فرد.

3-      قرارداد با هکر سیف ، قوی ترین شرکت امنیت سایت و سرور جهان.

4-      قرارداد با شرکت امنیتی وری ساین برای اولین بار در ایران.

5-      حل شدن بزرگترین معذل سال 84 یعنی ؛ ارسال به موقع کارتها و محصولات.

6-      برگزاری ده ها همایش با شکوه با حضور برخی از نمایندگان مجلس و چند تن از شخصیتهای عالی رتبه دولتی.

7-      پس گرفتن دامین های دزدیده شده شرکت.

8-      فک پلمپ دفتر پشتیبانی شرکت بعد از 20 روز.

9-      آزاد سازی 7000 مرسوله پستی توقیف شده در اداره پست کرج.

10-   حضور قدرتمند وست ویژن در نمایشگاه بین المللی صنایع دستی و گردشگری تبریز.

11-   نصب بیلبوردهای تبلیغاتی وست ویژن در شهر تبریز.

12-   پخش مصاحبه جناب دکتر بابایی در برنامه "صبح به خیر ایران" و به تصویر کشیدن آرم زیبای وست ویژن.

13-   حضور مقتدرانه وست ویژن در نمایشگاه بین المللی صنایع دستی و گردشگری لندن.

14-   دریافت دو مدرک معتبر از بالاترین ارگانهای دولتی ، دال بر قانونی بودن شرکت.

15-   ابداع پلن بای سولار توسط مدیر عامل فهیم شرکت وست ویژن و بازتاب گسترده آن در روزنامه های مختلف.

16-  سفر چهار روزه ی کلیه تاپ لیدرها و عوامل شرکت به جزیره کیش ، با هدف رونق صنعت گردشگری و بازتاب این موضوع در روزنامه های مختلف.

17-   راه اندازی دفتر دوبی جهت پشتیبانی بازاریابان خارج از کشور.

18-  نقل مکان دفتر پشتیبانی به یک ساختمان اختصاصی و نصب تابلوی پر افتخار وست ویژن در خیابان یوسف آباد.

19-   راه اندازی پلن بای سولار برای اولین بار در دنیا.

20-  راه اندازی پلن فرهنگی با هدف بالا بردن سطح دانش بازاریابان شرکت.

21-   دریافت مدرک دکترای نتورک مارکتینگ از دانشگاه راچ کالیفورنیا ، توسط مدیر عامل فهیم و متعهد شرکت وست ویژن جناب دکتر ابوالفضل بابایی.

 

 

... و صدها افتخار دیگر که متاسفانه حافظه ام یاری نمی کند. به راستی دیگر چه انتظاری از وست ویژن داشتیم؟ البته ارزش این دستاوردها برای ما چند برابر بود ، زیرا وست ویژن در شرایطی این افتخارات را کسب کرد که در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات حاشیه ای بود! مشکلاتی مثل خیانت بعضی از لیدرها و کارمندان به وست ویژن ، مشکلات قانونی ، تلاش نتورکهای دیگر برای از پا درآوردن وست ویژن ، تلاش بی وقفه و البته بی نتیجه هکرها برای هک کردن سایت و صدها مشکل دیگر.

 

به هر حال امروز وست ویژن با حمیت و غیرت مدیر عامل فهیم و متعهد خود ، دومین سال تولدش را جشن خواهد گرفت. اما آنهایی که بارها ما را به چاپلوسی و جیره خواری متهم کرده اند ، بدانند که وست ویژن بدون دکتر بابایی هرگز نمی توانست بیشتر از چند ماه دوام بیاورد. چرا که طی این دو سال نتورکهای زیادی آمدند و رفتند ، اما هیچ کدام از آنها نتوانستند راز ماندگاری وست ویژن را کشف کنند!! این در حالی بود که راز ماندگاری وست ویژن درست جلوی چشم آنها در حال قدم زدن بود!!!! اما قدرت درک این موضوع برای آنها کاری بس دشوار بود. بی جهت نیست که می گویند ؛ در نگاه کسانی که پرواز را درک نکرده اند ، هر چه اوج بگیرید کوچکتر می شوید!! یا حق

 

The Best Of Leaders : با تشکر از

+ نوشته شده در  جمعه 18 اسفند1385ساعت 18:49  توسط مدیریت وبلاگ | 

اگر:

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z

برابر:

 

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26

باشد . . . آنگاه داريم . . .

 

كار سخت : HARD WORK

H+A+R+D+W+O+R+K

8+1+18+4+23+15+18+11=%98

 

دانش : KNOWLEDGE

K+N+O+W+L+E+D+G+E

11+14+15+23+12+5+4+7+5=%96

 

دوست داشتن : LOVE

L+O+V+E

12+15+25+5=%54

 

خوشبختي LUCK :

L+U+C+K

12+21+3+11=%47

 

( بيشتر ما تصور نمي كنيم كه اين مورد خيلي مهم باشد؟؟)

پس چه چيز 100% را مي سازد؟

 

پول؟. . . نه!!!MONEY 

M+O+N+E+Y

13+15+14+5+25=%72

 

راهبري؟. . . نه!!! LEADERSHIP 

L+E+A+D+E+R+S+H+I+P

12+5+1+4+5+18+19+8+9+16=%97

 

هر مساله اي راه حلي دارد تنها اگر نگرش مان را تغيير دهيم.

به قسمت بالا برگرديد (به 100%)، واقعا به چه چيزي براي يك قدم پيش تر رفتن احتياج داريم؟؟

 

  نگرش   ATTITUDE :

                                                                                        A+T+T+I+T+U+D+E

1+20+20+9+20+21+4+5=%100

 

اين نگرش ما نسبت به زندگي و كار است كه زندگي را %100 مي سازد !!!

نگرش تان را تغيير دهيد،تا بتوانيد زندگي تان را تغيير دهيد!!!

 

حالا شما جواب سوال را مي دانيد چه كاري انجام خواهيد داد؟؟

 

  نگرش همه چيز است.  

 

منبع: مجله موفقيت شماه ۱۱۶

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 12:33  توسط مدیریت وبلاگ | 

تکنیکهای ارتباط غیر کلامی در هنگام "پرزنت"

 

 

فقط پرزنتورها بخوانند!!!

 

 http://www.thebestofleaders.blogfa.com/post-476.aspx

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اسفند1385ساعت 18:23  توسط مدیریت وبلاگ | 

بازاریابی هرمی چیست؟    

تابان خواجه نصیری

PyramidvsNM

طرح‌های هرمی یا بازاریابی هرمی چیست؟ و چه تفاوتی با بازاریابی شبکه‌ای قانونی دارد؟
 

 
 
پیش از این، به ارائه‌ی تعاریفی از بازاریابی شبکه‌ای قانونی Network Marketing (یا همان Multi Level Marketing) پرداخته‌ام و فکر می‌کنم که دیگر در این مقاله نیازی به توضیح بیشتر نباشد، گو اینکه اگر بار دیگر لازم شود، به طور مختصر به آن نیز اشاره می‌کنم. اما آنچه که در این مقاله به شما منتقل می‌کنم، این است که بدانیم بازاریابی هرمی یا طرح‌های هرمی یا به عبارت دیگر pyramid Schemes چیست؟

سعی می‌کنم خیلی مختصر و خیلی ساده این تعریف را بیان کنم و امیدوارم که همین قدر توضیح مختصر بتواند بسیاری از خوانندگانم را در رابطه با این قضیه مهم آگاه سازد. این آگاهی به ما این امکان را می‌دهد که در زمان خودش، تصمیم درستی اتخاذ کنیم و در زمان و مکان خودش،‌این آگاهی را به دیگران انتقال دهیم و این باید انجام شود تا مردم این حداقل آگاهی را داشته باشند و در عین حال آنان باید اطمینان داشته باشند که این نوع برخورد با موضوع، برخوردی انفعالی نیست، بلکه حاصل سالها تحقیق و مطالعه است در نزد فعالان بازاریابی، فروش کالا، و امور حقوقی (حقوق مصرف کنندگان) مربوط به آن.

چرا ما برخی از فعالیت های بازاریابی را فعالیت ها یا طرح‌های هرمی می‌دانیم؟ ما بر اساس یک سری مشاهدات و شرایط خاص می‌توانیم به این نتیجه برسیم. طرح‌های هرمی یک نقطه‌ی مشترک دارند و معمولاً به قول گفتنی داد می‌زنند که ما هرمی هستیم. ما با استفاده از دو نکته یا دو روش می‌توانیم این گونه طرح‌های هرمی غیر قانونی را از بازاریابی شبکه‌ای قانونی تشخیص بدهیم و من معتقدم که این خیلی مهم است مردم ما از این دو روش آگاه شوند. پیش از آنکه به این دو نکته بپردازم، لازم می‌دانم ابتدا به آن نقطه‌ی مشترک اشاره کنم. طرح‌های هرمی ادعا می‌کنند که افراد می‌توانند در مدت زمان کوتاهی، فقط با وارد شدن به شبکه یا سیستم، درآمدی فوق العاده داشته باشند. وقتی که افراد با این روش شروع می‌کنند به صحبت (و توصیه ورود به شبکه و نه خرید کالا یا خدمات و منفعت بردن از استفاده از کالا یا خدمات) به نوعی خود و سیستمی که برایش کار می‌کنند را لو می‌دهند. ما می‌دانیم که بسیاری از شرکتها، محصول یا خدماتی را را مطرح می‌کنند تا باز به قول معروف پشت آن محصول قایم شوند و طرح هرمی خودشان را به پیش ببرند.

چگونه می‌توانیم طرح‌های هرمی را از بازاریابی شبکه‌ای قانونی و درست تشخیص دهیم؟ خیلی ساده است. حالت اول: شرکتهایی و افرادی از آن شرکت ها می‌ایند و به شما می‌گویند که باید تعدادی (مثلاً فرض کنید چندین کارتن) کالا بخرید و انبار کنید. انبار کردن کالا نشان می‌دهد که طرح هرمی است، شما باید بیش از نیاز شخصی‌تان، کالا بخرید و این موضوع شرکت را در کوتاه مدت، ثروتمند می‌سازد. کالا روی دست شما می‌ماند، احتمالاً خراب می‌شود یا از رده خارج می‌شود و شما نمی‌توانید کالایی بفروشید و به این ترتیب از گردانه خارج می‌گردید. پس اگر بحث انبار کردن (یا خرید بیش از نیاز) مطرح شود می‌توانید بگویید که این نوع بازاریابی غیر قانونی است و من دنبال آن نمی‌روم. حالت دوم: شرکت اعلام می‌کند که ما فروش مغازه‌ای نداریم و کالا یا خدماتمان را به مردم عادی نمی‌فروشیم. افراد تنها وقتی می‌توانند از کالا یا خدمات آن شرکت استفاده کنند که عضو شبکه‌ی بازاریابی (غیر قانونی) آن شده باشند. طرح‌های هرمی با همین دو مورد کاملاً شناسایی می‌شوند و ما می‌توانیم بین آنها و بازاریابی شبکه‌ای قانونی تفاوتی فاحش را مشاهده کنیم. پس اگر خرید یا استفاده از کالا منوط به عضویت در شبکه باشد، خیلی ساده به ما نشان می‌دهد که این سیستم هرمی و غیر قانونی است و مردم باید آگاه شوند که درگیر چنین سیستم‌هایی نشوند، چون سقوط و انحطاط آنها، حتی اشباع آنها قطعی است. (توجه دارید که من در مورد طرح‌های هرمی صحبت می‌کنم و نه بازاریابی شبکه‌ای یا MLM قانونی).

در بازاریابی شبکه‌ای قانونی، کالا و خدماتی مصرفی وجود دارد، کار بازاریابی، کار سختی است و در کوتاه مدت، کسی مولتی میلیاردر نمی‌شود و صاحبان شرکت تولید کننده یا عرضه کننده خدمات، یک شبه ثروتمند نمی‌شوند، آنان در حال تولید هستند و مایلند که کالا یا خدماتشان به فروش برسد و نه اینکه فقط جیب خودشان را در رده‌های بالایی پر کنند. زیرمجموعه‌ها برای توصیه‌ای که می‌کنند که کالا یا خدمات با کیفیتی را به دست مصرف کننده واقعی اش برسانند، پورسانت یا حق الزحمه‌ای به عنوان پاداش، تحت عنوان طرح‌ها یا برنامه‌های پاداشی دریافت می‌کنند. در این نوع بازاریابی شبکه‌ای قانونی، اجبار یا نیازی به انبار کردن یا خرید بیش از نیاز مصرف کالا نیست و مهمتر اینکه افراد معمولی جامعه می‌توانند با مراجعه به فروشگاه‌ها یا مراکز خدماتی معتبر، بدون اینکه وارد شبکه فروش / بازاریابی / توزیع شوند، کالا یا خدمات را خریداری و مصرف نمایند.

حال افرادی که برای بازاریابی کالا یا خدمات شان به شما مراجعه می‌کنند، شما می‌توانید با در نظر داشتن این دو حالت، به این نکته پی ببرید که آیا کارشان قانونی است یا هرمی و غیر قانونی.

 
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 اسفند1385ساعت 19:28  توسط مدیریت وبلاگ | 
۱۰ ماه پیش جناب مهندس بابایی ، پلن بای سولار را به عنوان "تز" دکترای خود به ۳ دانشگاه معتبر دنیا معرفی کردند. پس از گذشت چند ماه دانشگاه راچ (Rach) کالیفورنیا مکاتبات خود را به صورت ایمیل و تلفن با ایشان آغاز کرد. در ابتدا آنها معتقد بودند احتمال ورشکستگی در این پلن وجود دارد. اما ایشان چند مورد مهم و کلیدی برای جلوگیری از ورشکستگی در این پلن را در اختیار مسئولین این دانشگاه قرار دادند و به آنها ثابت کردند که طرح بای سولار بدون نقص است. تا اینکه هفته پیش مسئولین این دانشگاه طی یک تماس تلفنی با جناب مهندس بابایی اعلام کردند که طرح بای سولار به عنوان طرح برتر شناخته شده است و ایشان با این تز موفق به دریافت مدرک دکترای نتورک مارکتینگ شده اند.

مهندس بابایی در این رابطه می گوید ؛

برای اخذ این مدرک باید به آمریکا سفر می کردم اما از آنها خواهش کردم که این مدرک را DHL کنند و خوشبختانه آنها هم پذیرفتند و بدون درخواست حتی یک ریال این مدرک را DHL کردند. 

این افتخار را به تمامی وست ویژنیها و جناب دکتر ابوالفضل بابایی مدیرعامل فهیم و متعهد شرکت وست ویژن اینترنشنال تبریک می گوییم.

منبع : The Best Of Leaders

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اسفند1385ساعت 21:2  توسط مدیریت وبلاگ | 

لذتی که در ساختن است در داشتن نیست""

 

 

تا قبل از اینکه وارد دنیای نتورک شود ، نوازنده گیتار بوده است. در چند آموزشگاه موسیقی ، مدرس گیتار بوده و در ارکستر بزرگ جوانان هم عضویت داشته است. متولد سال 1353 است و چند سالی است که در زمینه نتورک فعالیت می کند. تعصب خاصی روی نام "وست ویژن" دارد و به گفته خودش به خاطر وست ویژن با "خیلی ها" درگیر شده است. اهل شوخی است اما به قول خودش در وست ویژن کمی دست و بالش را بسته اند!! به هرحال خیلی ها دوست دارند با "آرش رزقی" اولین پلاتینیوم شرکت بیشتر آشنا شوند. مصاحبه ای با او انجام داده ایم که امیدواریم مورد توجه شما عزیزان قرار بگیرد.

 

- به گفته بسیاری از منتقدین ، یکی از بزرگترین ایرادهای نتورک مارکتینگ این است که افراد حرفه قبلی خود را رها می کنند. ظاهرا شما هم از این قاعده مستثنی نبودید و موسیقی را رها کردید!

اگر نگاهی به اطرافتان بیاندازید متوجه خواهید شد که در حال حاضر خیلی ها به دلیل نداشتن سرمایه و مشکلات مالی سر جای خودشان نیستند. مهندس ها در سوپرمارکت کار می کنند ، دانشجوها مسافر کشی می کنند و معلمها تاجر شده اند!! من موسیقی را به صورت مقطعی رها کرده ام و تا یکی دو سال دیگر مجددا به دنیای موسیقی بازخواهم گشت. اما ترجیح می دهم به جای اینکه مدرس گیتار در فلان آموزشگاه باشم ، خودم چند آموزشگاه موسیقی داشته باشم.

 

- شما قبلا در نتورک دیگری فعالیت می کردید و ظاهرا در آنجا مجموعه بزرگی داشته اید. چه چیزی باعث شد این شرکت را رها کنید و به وست ویژن بپیوندید؟

مجموعه من آنقدرها هم که شما می گویید بزرگ نبوده است. مجموعه دار بودم اما خیلی هم موفق نبودم. آخرین روزهای فعالیتم در این شرکت بود که به جلسه ای در دبی دعوت شدم. وقتی وضعیت نتورکرها در ایران را به اطلاع سران این شرکت رساندم ، آنها جمله ای گفتند که باعث شد من و چند تن دیگر از لیدرها  این شرکت را رها کنیم. آنها گفتند ؛ شما در جنگ ایران و عراق این همه کشته دادید ، حالا اجازه بدهید چند نفر هم در این راه کشته شوند. ضمن اینکه آنها قرار بود با پرداخت غرامت و سرمایه گذاری در ایران و همچنین وارد کردن کالاها به صورت قانونی ، زیانهای اقتصادی ایران را جبران کنند اما هیچ کدام از این کارها انجام نشد.

 

- حتما خودتان هم شنیده اید که عده ای می گویند "آرش رزقی" از روی خوش شانسی در وست ویژن موفق شده است. خودتان نظرتان چیست؟

ببینید... در همه کارها خوش شانسی و بدشانسی دخیل است. اما این به این معنی نیست که همیشه شانس تکرار شود. من قبل از اینکه وارد وست ویژن شوم ، در نتورک دیگری فعالیت می کردم و در آنجا هم تقریبا موفق بودم. ضمن اینکه من "سه هزار و هشتصدمین" نفری هستم که وارد وست ویژن شدم اما اولین پلاتینیوم شرکت بودم. نفراتی هم که از نتورک قبلی به این سیستم وارد کردم ، کسانی بودند که در آنجا خیلی موفق نبودند و تعداد آنها هم زیاد نبود. اما فراموش نکنید که حتما اعتباری وجود داشته است که توانسته ام آنها را مجددا به این سیستم وارد کنم. کما اینکه خیلی از لیدرهای وست ویژن هم به نتورک های دیگر رفتند اما نتوانستند کسی را از وست ویژن با خود ببرند. می دانید چرا؟ چون اعتبار نداشتند!!

 

- از خاطرات خوبتان در وست ویژن بگویید.

لحظه به لحظه وست ویژن برای من سرشار از خاطرات شیرین است. اما یکی از این خاطرات درس خوبی به من داد. در یکی از اولین روزهای فعالیتم در وست ویژن ، افراد مجموعه شخصی را به من معرفی کردند که به میل خودش می خواست وارد وست ویژن شود. وقتی او را دیدم احساس کردم که او برای این حرفه ساخته نشده است و از آنها خواستم که او را وارد نکنند. اما بعد از چند روز آن شخص با من تماس گرفت و گفت ؛ آقای رزقی اگر من بخواهم پولم را دور بریزم از نظر شما ایرادی دارد؟ به هر حال بعد از چند روز به اصرار خودش وارد شد و خیلی زود به یکی از نتورکرهای موفق مجموعه من تبدیل شد. بعد از چند ماه لحن صحبت کردن ، لباس پوشیدن و روابط اجتماعی او کاملا عوض شد. کسی که چند کلاس بیشتر سواد نداشت ، ایمیلهایش را خودش چک می کرد و کار کردن با کامپیوتر و اینترنت را یاد گرفته بود و این برای من خیلی ارزشمند بود. 

 

- شنیده ایم خیلی از کسانی که قبلا خودشان لیدر بوده اند نتورک زده اند. شما قصد ندارید مدیرعامل نتورک خودتان باشید!؟

من هیچ علاقه ای به این کار ندارم و اصلا خودم را در این حد و اندازه نمی بینم که بخواهم نتورک بزنم. سواد علمی من هم آنقدر نیست که بتوانم پلن طراحی کنم. البته نتورک زدن در ایران کار سختی نیست اما نگه داشتن آن کار بسیار مشکلی است و کار هر کسی نیست. متاسفانه بعضی ها این کار را زیادی ساده گرفته اند!!

 

- همانطور که می دانید 17 اسفند وست ویژن دو ساله خواهد شد. به نظر شما راز ماندگاری وست ویژن در چیست؟

به عقیده من راز ماندگاری وست ویژن داشتن مدیر عاملی فهیم و متعهد است که متاسفانه خیلی از نتورکها از آن بی نصیبند. باور کنید اگر روزی برسد که دیگر هیچ کس در وست ویژن فعالیت نکند ، من باز هم می مانم و از صفر شروع می کنم. من به خاطر وست ویژن با خیلی ها درگیر شدم ، خیلی ها مرا تهدید کردند ، اما درحال حاضر جز ماندگاری وست ویژن هیچ هدف دیگری در زمینه نتورک ندارم. باور کنید دیگر پورسانت و تعادل برایم مهم نیست. حضور من در دفتر پشتیبانی شرکت هیچ سودی برای من ندارد و حتی باعث افت مجموعه من می شود ، اما بحث من یک بحث اعتقادیست.

 

- اعتقاد به مهندس بابایی یا شرکت وست ویژن!؟

اعتقاد به مسیر وست ویژن. بله مهندس بابایی را قبول دارم و به او اعتماد کامل دارم اما به مسیر وست ویژن ایمان دارم و مطمئن باشید که وست ویژن آخرین نتورک من خواهد بود. 

 

- نظرتان در مورد پلن "فرهنگی" و به طور کلی پلن "بای سولار" چیست؟

شاید از دید خیلی ها شرکت با این کار به فکر سود خودش بوده است اما چه بخواهیم چه نخواهیم باید قبول کنیم که بسیاری از لیدرها با وجودیکه تعادل بالایی دارند از سواد علمی زیادی برخوردار نیستند. کسی که در رشته پزشکی تحصیل می کند ، تا زمانیکه مراحل لازم را طی نکند به او تیغ جراحی نمی دهند!! او در آنجا با جان یک نفر سرو کار دارد اما یک لیدر اگر به جایی برسد که توجه ها را به خود جلب کند ، با راهنماییهای درست و غلط خود سرنوشت هزاران نفر را تغییر خواهد داد. پلن فرهنگی باعث می شود لیدرها علاوه بر سواد عامی ، سواد علمی خود را نیز بالا ببرند و دیگر نیازی به استفاده از آموزشهای نتورکهای دیگر نداشته باشند. به طور کلی در مورد سولار باید بگویم که با توجه به اینکه فروش شما به صورت مستقیم انجام می شود و محصول در همان لحظه تحویل داده خواهد شد ،خیلی از شک و شبهه ها در مورد این تجارت از بین خواهد رفت.

 

...و حرف آخر!؟

این جمله را به خاطر بسپارید که " لذتی که در ساختن است در داشتن نیست". اگر خودتان تلاش کنید تا به ماهی یک میلیون تومان برسید خیلی لذت بخش تر از این است که بدون زحمت ماهی یک میلیون به شما بدهند.

 

با تشکر از : The Best Of Leaders

+ نوشته شده در  جمعه 27 بهمن1385ساعت 12:44  توسط مدیریت وبلاگ | 

وبلاگهای وست ویژن با روزهای اوج

خود فاصله دارند!!!

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دیروز شاهد درج این مطلب از طرف وبلاگ thebestofleaders بودیم که اینجانب را عمیقا به فکر فرو برد!!!درست است که بعضی از وبلاگها سیر نزولی دارند و بعضی از انها هم دیر به دیر به روز میشوند اما ایا تا به حال به این موضوع اندیشیده ایم که به واقع چرا این اتفاق افتاده است؟؟؟؟؟؟چه عواملی باعث بروز این اتفاق شده است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به واقع چه عواملی باعث بروز این اتفاق شده است؟؟؟همه ما میدانیم که هر وبلاگی نماد یک تیم در حال فعالیت است و به روز نشدن بعضی از انها میتواند دلایل متعددی داشته باشد!!! اما اینجانب یک چیز را مطمئنم و ان هم این است که...........

به نظر شما دلایل به روز نشدن وبلاگها چیست؟؟؟

" حتما  نظرات خود را ارسال کنید"

با تشکر مدیریت seastar-vast

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 بهمن1385ساعت 2:35  توسط مدیریت وبلاگ | 

"توضیحات تکمیلی در رابطه با پلان بای سولار"

 

همانطور كه در شكل مي بينيد در پلان سولار شما از هر شاخه تا Level هشتم به صورت درصدي كميسيون دريافت مي كنيد. به اين صورت كه 14% از فروش مستقيم Level يكم ، 8% از فروش مستقيم Level دوم ، 6% از Level سوم ، 5% از Level چهارم ، 4% از Level پنجم ، 3% از Level ششم ، 2% از Level هفتم و 1% از Level هشتم را به عنوان كميسيون دريافت مي كنيد.

- بايد توجه داشته باشيد كه در اين سيستم اين امكان وجود دارد كه شما بي نهايت سود كنيد!! به اين صورت كه ممكن است مثلا شخصي كه در Level یکم شما فعاليت مي كند بتواند تعداد زيادي فروش مستقيم داشته باشد و حتي بتواند اين محصولات را از طريق يك مغازه و يا اينترنت به فروش برساند. در نتيجه 14 درصد از كل فروش او به شما تعلق خواهد گرفت و در Level هاي ديگر نيز به همين ترتيب خواهد بود. از ديگر خاصيت هاي اين سيستم اين است كه شما مي توانيد در يك Level کالای 60.000 توماني بفروشيد و در يك Level کالای 100.000 توماني و با توجه به مبلغ آن کالا كميسيون خود را به صورت درصدي دريافت كنيد.

 

- نحوه خرید کالا در این پلان به این صورت است که شما مبلغ مورد نظر را به حساب شرکت واریز می کنید و کالای خود را به همراه یک عدد E-Card  از دفتر پشتیبانی تحویل می گیرید. E-Card کارتی است که بر روی آن یک شماره سریال وجود دارد (درست مثل کارت اینترنت). شما پس از انجام عملیات ثبت نام ، با وارد کردن این شماره سریال در قسمت مربوط به E-Card ، می توانید جایگاه خود را فعال کنید. 

 

- دو پلان باینری و سولار به گونه ای در هم ادغام شده اند که اگر شما به صورت سولار هم وارد شده باشید ، می توانید در زیر آن پکیج سیلور بفروشید. اما در این صورت سود جایگاه شما و بالاسری شما به صورت سولار محاسبه خواهد شد اما پورسانت نفرات و یا جایگاه های قبلی به صورت باینری پرداخت می شود. به مثال زیر توجه کنید؛

---------------------------------------------

- خدمات آموزشی در پلان فرهنگی را نیز می توانید به صورت E-Card از دفتر پشتیبانی خریداری کنید. با خرید این خدمات ، شما در کلاسهای مجازی سایت شرکت می کنید و پس از گذراندن مراحل آموزشی به صورت حضوری در دفتر پشتیبانی از شما امتحان گرفته خواهد شد. قیمت هر پکیج آموزشی در پلان فرهنگی مبلغ 50.000 تومان است و پورسانت هر استپ مبلغ 30.000 تومان خواهد بود. در این پلان G-Bank و کارت تخفیف حذف شده است و به ازای مبلغی که پرداخت می شود خدمات آموزشی فروخته خواهد شد.

 

- شما در صورتی پورسانت پلان فرهنگی را دریافت می کنید که خودتان هم فرهنگی باشید. یعنی تا زمانی که جایگاه خود را در پلان فرهنگی فعال نکنید ، بابت پکیج های فرهنگی فروخته شده در مجموعه تان ، پورسانتی دریافت نخواهید کرد. ضمن اینکه دریافت آفرهای تعادل 400 و 800 و حتی گلد هم منوط به این است که شما دوره های آموزشی نتورک مارکتینگ را در پلان فرهنگی گذرانده باشید.

 

- از این به بعد اعضای وست ویژن به نسبت دانش خود در نتورک مارکتینگ به سه دسته تقسیم خواهند شد. ؛

1- genior

2- senior

3- leader 

در واقع فقط کسانی به درجه "لیدری" می رسند که دوره های آموزشی نتورک مارکتینگ را گذرانده باشند.

 

- خدمات آموزشی در پلان فرهنگی ، هم به صورت سولار فروخته می شود و هم به صورت باینری. با این تفاوت که اگر در هنگام ثبت نام گزینه "سولار" انتخاب شود پورسانت به صورت سولار پرداخت خواهد شد و اگر سمت "بالا و پائین" انتخاب شود پورسانت به صورت باینری محاسبه خواهد شد.

 

- در حال حاضر محصولات پلان بای سولار عبارتند از ؛

1- پارچه کت و شلواری وست ویژن به همراه کیف چرم

2- آموزش زبان انگلیسی (مقدماتی ) از طریق شرکت در کلاسهای غیر حضوری سایت وست ویژن

3- آموزش تجارت الکترونیک و بازاریابی شبکه ای ( مقدماتی ) ازطریق شرکت در کلاسهای غیر حضوری سایت وست ویژن

ضمن اینکه قرار دادهای  پکیج "سفر کیش" هم تا چند روز آینده به اتمام خواهد رسید و پکیج "چای" و "گلیم" هم عنقریب اضافه خواهد شد. 

The Best Of Leaders : با تشکر از

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 بهمن1385ساعت 2:3  توسط مدیریت وبلاگ | 

انا لله و انا الیه الراجعون

راهبر و لیدر گرامی ، جناب آقای دلالزاده ، درگذشت ناگهانی برادرتان را از سوی مدیریت شرکت وست ویژن و اعضای آن به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض می کنیم و از خداوند متعال برای آن مرحوم طلب مغفرت کرده و برای بازماندگانشان صبر جمیل خواستاریم .

مدیریت : seastar-vast

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 بهمن1385ساعت 1:55  توسط مدیریت وبلاگ | 

با سلام خدمت شما عزیزان

در صورت تمایل برای درج مطالب خود میتوانید از طریق ایمیل زیر با مدیریت وبلاگ تماس بگیرید

amirvastvision@gmail.com

با تشکر مدیریت seastar-vast

+ نوشته شده در  شنبه 21 بهمن1385ساعت 0:29  توسط مدیریت وبلاگ | 

دیشب مورخ ۱۹/۱۱/۸۵ به مناسبت ایام  محرم ، مراسمی با حضور جناب مهندس بابایی و گروهی از تاپ لیدران در دفتر  شرکت برگزار شد. این مراسم با تلاوت آیاتی چند از کلام ا... مجید آغاز شد و پس از برپائی نماز جماعت و خواندن دعای پرفیض "زیارت عاشورا" با سخنرانی جناب مهندس بابایی به پایان رسید. ایشان ضمن اشاره به اهمیت پلان فرهنگی ، توضیحات مختصری در رابطه با این پلان و پلان بای سولار دادند و در نهایت به سوالات تک تک تاپ لیدرها در این رابطه پاسخ گفتند. به زودی توضیحات ایشان را در قالب یک مقاله آموزشی در اختیار شما عزیزان قرار خواهیم داد.

لینکهای مرتبط : http://www.se7en-vision.blogfa.com/post-445.aspx

                                   http://vasteagles.blogfa.com/post-129.aspx

"seastar-vast"

+ نوشته شده در  جمعه 20 بهمن1385ساعت 15:56  توسط مدیریت وبلاگ | 

روزي شيوانا از نزديك مزرعه اي مي گذشت. مرد ميانسالي را ديد كه كنار حوضچه اي نشسته و غمگين و افسرده به آن خيره شده است. شيوانا كنار مرد نشست و علت افسردگي اش را جويا شد. مرد گفت: «اين زمين را از پدرم به ارث گرفته ام. از جواني آرزو داشتم در اين جا ماهي پرورش دهم. همه چيز آماده است. فقط نيازمند سرمايه اي بودم كه اين حوضچه را لايروبي و تميز كنم و فضاي سربسته مناسبي براي پرورش  و نگهداري ماهي ايجاد كنم. اين آرزو را از همان ايام جواني داشتم و الان بيش از ده سال است كه هنوز چنين سرمايه اي نصيبم نشده است. بچه هايم در فقر و دست تنگي بزرگ مي شوند و آرزوي من براي رسيدن به سرمايه لازم براي آماده سازي اين حوض بزرگ هر روز كم رنگ تر و محال تر مي شود. اي كاش خالق هستي همراه اين حوض بزرگ به من سرمايه اي هم مي داد تا بتوانم از آن ثروت مورد نياز خانواده ام را بيرون بكشم.»

شيوانا نگاهي به اطراف انداخت و سپس حوضچه سنگي كوچكي را در فاصله دور از حوض بزرگ نشان داد و گفت: «چرا از آنجا شروع نمي كني. هم كوچك و قابل نگهداري است و هم مي تواند دستگرمي خوبي براي شروع كار باشد.»

مرد ميانسال نگاهي نااميدانه به شيوانا انداخت و گفت: «من مي خواستم با اين حوض بزرگ شروع كنم تا به يكباره به ثروت عظيمي برسم و شما حوضچه كوچك سنگي را به من پيشنهاد مي كنيد. آن را كه همان ده سال پيش خودم به تنهايي مي توانستم راه بيندازم.»

شيوانا سري تكان داد و گفت: «من اگر جاي تو بودم به جاي دست روي دست گذاشتن و حسرت خوردن لااقل با آن حوضچه كوچك آرزوهاي بزرگم را تمرين مي كردم تا كمرنگ نشود و از يادم نرود!»

مرد ميانسال آهي كشيد و نظر شيوانا را پذيرفت و به سوي حوضچه كوچك رفت تا خودش را سرگرم كند.

چند ماه بعد به شيوانا خبر دادند كه مردي با يك گاري پر از خرچنگ خوراكي نزديك مدرسه ايستاده و مي گويد همه اين ها را به رايگان براي مدرسه هديه آورده است و مي خواهد شيوانا را ببيند.

شيوانا نزد مرد رفت و ديد او همان مرد ميانسالي است كه آرزوي پرورش ماهي را داشت. او را به داخل مدرسه آورد و جوياي حالش شد. مرد ميانسال گفت: «شما گفتيد كه اگر جاي من بوديد اول از حوضچه سنگي شروع مي كرديد. من هم تصميم گرفتم چنين كنم. وقتي به سراغ حوضچه سنگي رفتم متوجه شدم كه آبي كه حوضچه را پر مي كند از چشمه اي زيرزميني و متفاوت مي آيد و املاح آن براي پرورش ماهي اصلا مناسب نيست اما براي پرورش ميگو عالي است. به همين دليل بلافاصله همان حوضچه كوچك را راه اناختم و در عرض چند ماه به ثروت زيادي رسيدم. اي كاش همان ده سال پيش همين كار را مي كردم و اينقدر به خود و خانواده ام سختي نمي دادم.»

شيوانا تبسمي كرد و گفت: «حال مي خواهي چه كني؟»

مرد گفت: «ثروت حاصل از اين حوضچه سنگي و پرورش ميگو تمام خانواده مرا كفايت مي كند. مي خواهم از اين به بعد در راحتي و آسايش به پرورش ميگودر حوضچه سنگي كوچك بپردازم.»

شيوانا تبسمي كرد و گفت: «من اگر جاي تو بودم با سرمايه اي كه اكنون به دست آورده ام به سراغ حوض بزرگ هم مي رفتم و در ان پرورش ماهي را هم شروع مي كردم. مردم اين دهكده و دهكده هاي اطراف به ماهي نياز دارند و حوض بزرگ تو مي تواند بسياري را از گرسنگي نجات دهد!!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 بهمن1385ساعت 16:26  توسط مدیریت وبلاگ | 

 

دكتر ها به من گفتند كه هيچ گاه راه نمي روم، اما مادرم گفت كه من راه مي روم و من حرف مادرم را باور كردم.بگذاريد داستان دختر كوچكي را برايتان بگويم كه در يك كلبه محقر دور از شهر در يك خانواده فقير به دنيا آمده بود. زايمان، زودتر از زمان مقرر انجام شده بود و او نوزاد زودرس، ضعيف و شكننده اي بود. همه شك داشتند كه زنده بماند.وقتي 4 ساله شد بيماري ذات الريه و مخملك را با هم گرفت، تركيب خطرناكي كه پاي چپ او را از كار انداخت و فلج كرد. اما او خوش شانس بود چون مادري داشت كه او را تشويق و دلگرم مي كرد. مادرش به او گفت: «علي رغم مشكلي كه در پايت داري با زندگي ات هر كاري كه بخواهي مي تواني بكني، تنها چيزي كه احتياج داري ايمان، مداومت در كار، جرات و يك روح سرسخت و مقاوم است.»

بدين ترتيب در 9 سالگي دختر كوچولو بست هاي آهني پايش را كنار گذالشت و بر خلاف آنچه دكتر ها مي گفتند كه هيچ گاه به طور طبيعي راه نمي رود، راه رفت و 4 سال طول كشيد تا قدم هاي منظم و بلندي را برداشت و اين يك معجزه بود. او يك آرزوي باور نكردني داشت، آرزو داشت بزرگ ترين دونده زن جهان شود اما با پاهايي مثل پاهاي او اين آرزو چه معنايي مي توانست داشته باشد؟

در 13 سالگي در يك مسابقه دو شركت كرد و در تمام مسابقات، آخرين نفر بود. همه به اصرار به او مي گفتند كه اين كار را كنار بگذارد، اما روز فرا رسيد كه او قهرمان مسابقه شد.از آن زمان به بعد ويلما در هر مسابقه اي شركت كرد و برنده شد.

در سال 1960 او به بازي هاي المپيك راه يافت، و آنجا در برابر اولين دونده زن دنيا يك دختر آلماني قرار گرفت و تا بحال كسي نتوانسته بود او را شكست دهد. اما ويلما پيروز شد و در دو 100 متر، 200 متر، و دو امدادي 400 متر، 3 مدال المپيك گرفت.آن روز او اولين زني بود كه توانست در يك دوره المپيك 3 مدال طلا كسب كند، در حالي كه گفته بودند او هيچ وقت نمي تواند دوباره راه برود!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 بهمن1385ساعت 15:52  توسط مدیریت وبلاگ | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این تصویر یک عکس متحرک نیست . این عکس برای تست سطح فشار روحی شما کاربرد دارد !!!

اگر شما آنرا متحرک می بینید به این معنی است که شما تحت فشار روحی هستید .

میزان سرعت حرکت تصویر سطح فشار روحی شما را نشان می دهد . هرچه حرکت سریع تر باشد , میزان فشار روحی شما بیشتر است .بیشتر بچه ها و افراد مسن یک تصویر ثابت را می بینند . اگر شما تصویری با حرکت آهسته مشاهده می کنید , به این معنی است که شما غالب اوقات مقداری  فشارعصبی دارید .

خود را با این تصاویر چک کنید تا بتوانید خودتان را بهتر بشناسید .

گاهی خوب است که یک مقدار مشخصی استرس داشته باشید . که ما را جهت بهتر شدن حرکت بدهد , امااسترس زیاد می تواند موجب صدمات جسمی و روحی بشود .

و در صورتی که تصاویر را با حرکتی سریع مشاهده می کنید , برای آرامش خودتان تلاش کنید .

   هیچ کس لیاقت اشک ها ی تو را  ندارد و کسی که چنین لیاقتی را دارد هرگز باعث اشک ریختن تو نمی شود!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 16:24  توسط مدیریت وبلاگ | 

مردی که با اندیشه با توماس ادیسون شریک شد!!!

ادوین بارنس اشتیاقی سوزان داشت که می خواست شریک تجاری ادیسون بشود . یکی از ویژگی های بزرگ اشتیاق بارنس این بود که او هدفی مشخص و قطعی داشت . او خیلی ساده می خواست با ادیسون اما نه برای او , کار کند .وقتی این اشتیاق یا اندیشه به ذهنش رسید هرگز در شرایطی نبود که نسبت به آن کاری صورت دهد . او دو مشکل بزرگ سرراه خود داشت , نخست آنکه ادیسون را نمی شناخت و دوم آنکه به قدر کافی پول نداشت که با قطار به شهر ارنج نیوجرسی برود .

این مشکلات کافی بودند که بسیاری از اشخاص را دلسرد کند و از صرافت بیندازد , اما اشتیاق بارنس هرگز عادی نبود . او در آزمایشگاه ادیسون خود را به مخترع بزرگ معرفی کرد . گفت آمده تا با او روابط تجاری داشته باشد . آقای ادیسون سالها بعد , از نخستین جلسه ای که با آقای بارنس داشت سخن گفت : «روبروی من ایستاد . مانند بی پولهای معمولی بود اما در چهره اش حالتی بود که از روی آن می خواندی مصمم است به آنچه برای آن به نزد من آمده است برسد . من به استناد سالها تجربه با اشخاص می دانستم وقتی کسی عمیقا می خواهد به خواسته خود برسد مطمئنا به هدفش دست می یابد . من به او فرصت آنچه را می خواست دادم . زیرا در چهره اش خواندم که مصمم است تا برای رسیدن به موفقیت تلاش کند و حوادث بعدی نشان داد که هرگز اشتباه نکرده بودم » .

بارنس در همان جلسه نخست با ادیسون شریک نشد . ادیسون به او فرصتی داد که در ازاء مبلغی ناچیز در دفترش کار کند . ماهها به همین وضع گذشت . ظاهرا هیچ اتفاقی که بارنس را به هدفش نزدیک تر کند روی نداد . اما در ذهن او اتفاق مهی در جریان بود .

روان شناسان به درستی گفته اند که وقتی کسی به واقع برای چیزی آماده می شود به آن می رسد . بارنس برای بستن پیمان شراکت با ادیسون آماده بود و از آن گذشته مصمم بود این موقعیت را تا زمانی که به خواسته اش نرسیده حفظ کند .

او هرگز به خود نگفت «خوب چه فایده ای دارد , شاید بهتر باشد نظرم را تغییر دهم و کار فروشندگی را انتخاب کنم» . به جای این جمله او به خود گفت «من به اینجا آمده ام تا با ادیسون شریک شوم و اگر تا آخر عمرم طول بکشد باید به این هدفم برسم» او به راستی برای رسیدن به این خواسته خود پافشاری کرد . به درستی که اگر انسانها پای عقیده خود بایستند و به هدف خود بچسبند و آنقدر مداومت کنند تا خواسته آنها به وسواسی دائمی مبدل گردد چه اتفاقها که نمی افتد .

و سرانجام چون فرصت از راه رسید در جامه مبدل بود و از مسیری خلاف آنچه بارنس پیش بینی کرده بود آمد و بدانید که این یکی از ترفندهای فرصت است . فرصت پشت در حیاط خلوت شما کمین می کند , گاه به صورت بدبیاری ظاهر می شود , گاه شکل شکست موقتی می گیرد . به همین دلیل است که خیلی ها نمی توانند فرصت مناسب را تمیز دهند .

آقای ادیسون دستگاه جدیدی اختراع کرده بود . آن روزها به این وسیله ماشین دیکته ادیسون می گفتند . فروشندگاه ادیسون به این دستگاه بی علاقه بودند و می گفتند به این سادگی نمی توانند آن را بفروشند . اما بارنس در این دستگاه جدید فرصتی مناسب یافت .

جز بارنس و خود مخترع کسی نسبت به این دستگاه نظرخوش نداشت .

بارنس می دانست که می تواند این دستگاه جدید را بفروشد . او موضوع را با ادیسون در میان گذاشت و بی درنگ این فرصت به او داده شد . بارنس دستگاه را فروخت و در واقع چنان فروش موفقیت آمیزی کرد که ادیسون با او قراردادی امضاء کرد و فروش این محصول را در تمام کشور به او واگذار نمود . با این قرار داد بارنس به ثروت رسید , اما سوای ثروت به چیزی به مراتب فراتر دست یافت . او ثابت کرد که :

می توان اندشید و ثروتمند شد

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 16:16  توسط مدیریت وبلاگ | 
 

بازاريابي شبكه اي، یک دارایی است نه یک شغل!۱

                                                                           

                                                                          مصاحبۀ  John Mann باRobert Kiyosaki

 

 ربع هاي كاري

 

     معمولاً از من می پرسند که " چرا افراد بسیار اندکی به قلۀ بازاريابي شبكه اي می رسند؟" حقیقت این است که، راه قلۀ بازاريابي شبكه اي برای هر کسی باز است – برعکسِ سیستمهای تجاری سنتی، که فقط به یک نفر اجازه می دهند که به قلۀ شرکت برسد. دلیلِ اینکه  خیلی از افراد به آن بالا نمی رسند خیلی ساده است، چون آنها خیلی زود quit می کنند. چرا افراد قبل از رسیدن به آن بالا quit  می کنند؟

     اکثر افراد فقط بخاطر کسب درآمد وارد سیستم می شوند. اگر این افراد در چند ماه یا چند سال اول به پولی نرسند ناامید می شوند و quit می کنند ( و سپس اغلب در مورد این صنعت، حرفهای زننده وتوهین آمیز می زنند! ). تعدادی هم quit می کنند و سراغ یک کمپانی با طرح درآمدزایی بهتر میروند. اما کسب یک مقدار درآمد سریع، نمی تواند دلیل وارد شدن به یک یبزینس باشد.

 

دو دلیل ضروری برای وارد شدن به یک بیزینس بازاريابي شبكه اي

     دلیل شماره یک، "  کمک کردن به خودتان " است.  دلیل شماره دو " کمک کردن به دیگران " است. اگر فقط بخاطر یکی از این دلایل وارد شوید، آنگاه این سیستم برایتان جواب نخواهد داد.

     معنای دلیل شماره یک این است که شما وارد این بیزینس می شوید تا در درجه اول، ربعِ خود را تغییر دهید.( به شكل بالا مراجعه كنيد. ) يعني تغییر از ربع E ( کارمند Employee ) یا S ( خویش فرما Self-employed ) به ربع B ( صاحب بیزنس Business owner ) یا I ( سرمایه دار Investor ).

     این تغییر معمولاً برای اکثر افراد، بسیار مشکل است-بخاطر پول. فردی که واقعا به ربع E یا S تعلق دارد کار نمی کند مگر فقط برای پول. این همان دلیلی است که اکثر افراد در سیستم بازاريابي شبكه اي به آن بالا نمی رسند: آنها بیشتر دنبال پول هستند تا اینکه به دنبال تغییر ربع خودشان باشند.

     فرد متعلق به ربع B یا I هم برای پول کار می کند، اما به روشی متفاوت. فرد متعلق به ربع B براي ايجاد یک دارایی ( asset ) کار می کند- مثلا در این حالت، یک سیستم بیزینس. فرد متعلق به ربع I بر روی دارایی یا سیستم، سرمایه گذاری می کند.

بعنوان یک B یا I ، بعضی اوقات، سالها، سودي دریافت نخواهید كرد؛ چیزی که یک فرد E یا S قادر به انجام آن نیست. در واقع جزء ارزشهای درونیشان نیست. خطر کردن ( Risk ) و پاداش تأخیر یافته ( delayed gratification ) آنها را از نظر احساسی ( emotionally ) آشفته می کند.

 

پاداش تأخیر یافته و هوش احساسی ( Emotional Intelligence )

      یکی از زیباییهای بازاريابي شبكه اي این است که علاوه بر توسعه مهارتهای کاری باعث افزایش هوش احساسی نیز خواهد شد. هوش احساسی، موضوعی کاملاً متفاوت از هوش تحصیلی ( academic ) است. بطور کلی، فردی كه دارای هوش احساسی بالاتري است، اغلب از شخصی كه دارای هوش تحصیلی بالاتر اما هوش احساسی پایینتري است، بهتر عمل می کند. این مطلب تا اندازه ای این مسئله را روشن می کند که چرا بعضی از افراد که در مدارس موفق بودند، در دنیای واقعی، نتایج جالبی کسب نمی کنند. توانایی تحمل پاداش تأخیر یافته، نشانگر هوش احساسی بالاتر است. در یک تحقیق اخیر در مورد هوش احساسی، مشخص شد افرادی که می توانند با تأخیر، پاداش دریافت کنند اغلب، نسبت به کسانی که فاقد این توانایی هستند، زندگی موفقتری را تجربه می کنند. به همین دلیل است که سیستم آموزشیِ ذاتی كه در یک بيزينس بازاريابي شبكه اي خوب موجود است، بسیار بااهمیت است. از نظر من، همین جنبۀ آموزش احساسی یا هوش احساسی مربوط به برنامه های نتورکینگ است که برای افراد، بسیار ارزشمند است.

     افراد بسیاری برایم می نویسند که شیفتۀ کتاب من " باباي دارا، باباي نادار "۲ هستند. اما من نگرانم که آنها مهمترین نکتۀ کتاب را نگرفته باشند: درس شمارۀ 1 : " ثروتمندان برای پول کار نمی کنند. " هنگامی که من یک دارایی، ساخته یا خریدم، از آن به بعد، آن دارایی، سخت کار می کند تا برایم درآمدزایی کند. اما من برای پول کار نمی کنم- من فقط کار می کنم تا داراییها را خریده یا بسازم. آن داراییها مرا پولدارتر و پولدارتر می کنند، در حالیکه من کمتر و کمتر کار می کنم. این همان کاری است که ثروتمندان می کنند. مستمندان و نیز طبقه متوسط، سخت کار می کنند تا پول درآورند و سپس بجای سرمایه گذاری در ستون داراییهایشان، بدهی می خرند.۳

 

چه نوع دارایی در یک بیزینس بازاريابي شبكه اي وجود دارد؟

     بخاطر آورید که دو دلیل برای موفقیت در بازاريابي شبكه اي وجود دارد: کمک به خودتان، و کمک به دیگران. دلیل شمارۀ یک بدین معنی است که به خودتان کمک کنید تا به ربع B برسید. دلیل شمارۀ دو چطور ؟

     زیبایی اکثر سیستمهای بازاريابي شبكه اي در این است که شما به درآمد بالایی نمی رسید مگر اینکه به دیگران نیز کمک کنید تا ربع E و S را ترک کرده و به ربع B و I برسند. اگر روی کمک کردن به دیگران تمرکز کنید تا این تغییر را انجام دهند، آنگاه در این بیزینس موفق خواهید شد.

     آن نوع بیزینسی که من آموخته بودم که بسازم، بیزینسی است که من در آن بالا باشم و E ها و S ها در قاعده باشند( قاعدۀ هرم ). من واقعاً آن بالا، جایی برای B های بیشتر نداشتم، بهمین دلیل در بیزینس خودم، به همۀ کارمندانم جداً توصیه می کنم که به بازاريابي شبكه اي نيز به عنوان يك بیزینس پاره وقت بپيوندند.

     سیستم تجاری سنتی و مرسوم، واقعاً یک هرم است. چون فقط چند تا B و I در آن بالا هستند و بیشتر E ها و S ها در قاعده هستند. سیستم بازاريابي شبكه اي، یک هرم وارونه است. تمرکز اصلی آن بر این است که B های بیشتر و بیشتری به آن بالا بیاورد.

     یک نوع هرم، (نوع مرسوم كه در تجارت سنتي است)، قاعده اش روی زمین است؛ و نوع دیگر، (هرم نتورکینگ)، قاعده اش در هواست. هرم نتوركينگ، هرمی است که بجای اینکه تو را به پایین هُل دهد، تو را به بالا می فرستد. یک بیزینس بازاريابي شبكه اي به هر کسی این توانایی را می دهد تا به چیزهایی دسترسی پیدا کند که قبلاً فقط در اختیار ثروتمندان بود.

 


1- اين مقاله، بر گرفته از سايت اينترنتي www.gotoyournumber.com بوده و منعكس كنندۀ نظرات آقاي Robert Kiyosaki دربارۀ بازاريابي شبكه اي و حاصل مصاحبه اي است كه John Mann با وي انجام داده است. Robert Kiyosaki سرمايه گذار، صاحب كسب و كار(businessman) و يكي از پرفروشترين نويسندگان است. او در كتاب "Rich Dad, Poor Dad" پرده از آموزشهايي برمي دارد كه داراها به فرزندان خود مي آموزند درصورتي كه نادارها و طبقۀ متوسط از آنها بي خبرند. او همچنين نویسندۀ کتابهای پرفروش ديگري چون " Rich Dad’s CASHFLOW quadrant"،" Rich Dad’s Guide to Investing"و" Rich Kid, Smart Kid" است. وي استاد و سخنران بین المللی در زمینۀ پول است. در گزارشی از مجلۀ وال استریت J.P.Morgan کتاب " Rich Dad, Poor Dad " را برای میلیونرها ضروری دانسته، و USA Today نیز این کتاب را نقطۀ شروعی می داند برای کسانی که قصد دارند کنترل آیندۀ مالی خود را بدست گیرند.

2-   " Rich Dad, Poor Dad " اين كتاب به زبان فارسي نيز ترجمه شده است. ( دو ترجمه )

3- براي درك بهتر مفاهيم دارايي، بدهي، شغل و كاركرد پول مي توانيد به كتاب " باباي دارا، باباي نادار " مراجعه كنيد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 16:2  توسط مدیریت وبلاگ | 

بازاریابی شبکه‌ای یا بازاریابی چند سطحی MLM
تابان خواجه نصیری

چکیده: بسياري از مردم در داخل يا خارج از ايران دركي اشتباه از بازاريابي شبكه اي يا اصطلاحاً Network Marketing دارند و به همين دليل بسياري از فعاليت‌هاي مرتبط با اين نوع بازاريابي در ايران منجر به شكست مي شود. بازاريابي شبكه اي اخيراً به بحثي جنجال برانگیز در سرتاسر جهان و خصوصاً ايران تبديل شده است و علت آن اين است كه متاسفانه بازاريابي شبكه‌اي به عنوان نوعی مدل کسب و کار، توسط افرادي ناآگاه و به شيوه اي نادرست به مردم معرفی شده است. مسلماً بسياري از مدل‌های بیزنس و بویژه بازاريابي چند سطحی MLM نيازمند آموزش و فرهنگ‌سازي است و عملاً اين موضوع در سطح عامه مردم یا هنوز به درستی پياده نشده است و یا اینکه فعالیت های آموزش و آماده‌سازی اذهان عمومی و حتی برخی از مسئولین مملکتی پیش از اینکه آغاز شود منجر به شکست شده است. بازاريابي به روش چند سطحي يا MLM يكي از روش هاي واقعي و عملی بازاريابي كالا و خدمات است اگر به درستي و صحيح پياده سازي شود. اين نوع بازاريابي بسيار سخت است و مسلماً از طريق آن نمي شود يك شبه ميلياردر شد اما اگر درست پياده شود و آموزش هاي لازم داده شود افراد يا شركت ها به خوبي مي توانند از آن به عنوان یک مدل کسب و کار برای ایجاد درآمد و نیز به عنوان يكي از استراتژي هاي بازاريابي خود استفاده كنند.



 موفقیت - چه در دنیای واقعی پیرامون ما و چه در دنیای مجازی یا اینترنت - از خودش ردی بر جای می گذارد. افرادی که می‌خواهند در کسب و کارشان موفق شوند، یکی از کارهایی که می‌کنند این است که رد افراد موفق را در پیش می‌گیرند یا به اصطلاح از الگویی که آنان دنبال کرده‌اند، الگو برداری می‌کنند. به این ترتیب، مدل های کسب و کار یا اصطلاحاً (Business Models) شکل می‌گیرند. از طرف دیگر، واقعیت هایی پیرامون ما، می‌توانند به موفقیت ما در پیروی از مدل های کسب و کار کمک کنند. مثلاً این یک واقعیت انکار ناپذیر است که هر کسی در هر جامعه‌ای، افرادی را پیرامون خود دارد که با آن افراد معاشرت دارد. حلقه ای از افراد مختلف پیرامون یک فرد مورد نظر، شبکه ای از افراد را بوجود می‌آورد که می توانند با ارتباطاتی که با هم دارند، روی هم اثر بگذارند. این اثرات، مثبت یا منفی بسیار حائز اهمیت می باشند. هر چقدر فرد مورد نظر ما با افراد بیشتری در ارتباط باشد، به این معنی است که شبکه گسترده تری را پوشش می‌دهد. اثر مثبت روی این فرد، می تواند منجر به اثری مثبت روی کل افراد متصل به او شود. مسلماً یک اثر منفی بر روی این فرد، می تواند منجر به فاجعه‌ای در ایجاد یا حفظ معاشرت های آتی ما شود. در حقیقت، واژه «معاشرت» را در اینجا، من به عنوان معادلی نسبتاً مناسب برای Networking آورده‌ام. در جملاتی که امریکایی ها بکار می برند، حتماً شنیده اید که مثلاً می‌گویند: «از یک networking بر می گردم ...» این به این معنی است که آن طرف از یک گردهمایی ویژه می آید، جایی که با عده آدمهای بیشتری آشنا شده است و با آنها ارتباط برقرار کرده است. ما در اینجا، در جامعه خودمان، به نوعی از آن به عنوان «معاشرت» یاد می‌کنیم.

بازاریابی شبکه‌ای یا بازاریابی چند سطحی یکی از انواع مدلهای کسب و کار است که در سالهای اخیر بویژه بخاطر اینترنت بسیار مورد توجه قرار گرفته است. همانطور که در مقالات پیشینم گفته بودم، بازاریابی فعالیتی است که طی آن ما می خواهیم به افراد کمک کنیم که کالا یا خدمات ما را که به نحوی می تواند پاسخگوی نیازهایشان باشد پیدا کنند. در مدل کسب و کار بازاریابی شبکه‌ای، ما در سطوح مختلف از افراد، «نفوذ» می کنیم و استفاده از کالا یا خدماتی را که «خوب و مفید» تشخیص داده ایم و خودمان یکی از «مصرف کنندگانش» هستیم را به سایرین «توصیه» می کنیم. این را هم قبلاً گفته بودم که باید توجه داشته باشیم وقتی چیزی را «توصیه» می کنیم، گویی داریم آن چیز را «بازاریابی» می کنیم. اگر کالا یا خدماتی واقعاً خوب و مفید باشد، آن کالا یا خدمات خودبخود یک نوع تبلیغ شفاهی یا اصطلاحاً WOM = Word of Mouth مثبت برای خودش ایجاد می کند و اگر ما هم به جمع توصیه کننده ها اضافه شویم به گسترش استفاده از آن کالا یا خدمات به نوعی کمک می‌کنیم. پیش از اینترنت، امکان این که افراد «توصیه کننده» یک کالا یا خدمات مورد نظر بتوانند از توصیه یا در حقیقت عمل بازاریابی خود بهره‌مند شوند یا به نوعی وجود نداشت و یا میزان آن آنقدر کم بود که به این ترتیب که امروز از آن یاد می‌شود، سخنی از آن به میان نمی‌آمد. MLM یا Multi-Level Marketing یک مدل کسب و کار است تا زمانی که یک کالای مصرفی یا خدمات قابل مصرف در میان باشد و اگر چنین باشد در همه جای دنیا قانونی است و در اینجا (ایران) هم باید باشد. اما در صورتی که فعالیت ها بر اساس یک سیستم هرمی بدون کالای یا خدمات مصرفی در نظر باشد- یعنی فقط یک نام تجاری را به نوعی روی هوا بخواهد تبلیغ کند، این روش در همه جای دنیا غیر قانونی است و مسلماً در ایران هم غیر قانونی است. وقتی از مدل های کسب و کار یا بیزنس صحبت می کنیم، یعنی از مدلهایی صحبت می کنیم که برای فرد یا افراد در گیر آن، ایجاد درآمد می کند. نوع درآمدی که این مدل ایجاد می کند، مشابه همان نوع درآمدی است که افراد از به حساب گذاشتن مبلغی پول در بانک و در حسابهای سپرده کوتاه یا بلند مدت خود به دست می آورد، یا مثلاً افرادی که کتابی می نویسند یا ترجمه می کنند و با هر نوبت چاپ، درصدی از پشت جلد کتاب به هنگام فروش ضرب در تیراژ کتاب نسیبشان می‌شود. این نوع درآمد را اصطلاحاً Residual Income می‌گویند که وقتی این نوع درآمد در بانکها یا در صنعت نشر قانونی است پس در مدل کسب و کار بازاریابی شبکه‌ای نیز قانونی است. مورد دیگر که در MLM مطرح می‌شود، این مساله است که یک تساعد هندسی و دوبلیکیشن در میان است. ما در اصول موفقیت در کسب و کار، حال هر نوع کسب و کاری که باشد و در هر سطحی که باشد این را باور داریم که چنانچه دایره افرادی که شما با ایشان در ارتباط هستید گسترده تر و وسیعتر باشد یا به عبارت دیگر چنانچه شما با افراد بیشتری در ارتباط باشید، موفقیت شما به نوعی تضمین شده است.

من به دوستانی که در سمینارهایم شرکت می‌کنند یک رازی را همیشه در میان گذاشته ام و آن این بوده است که مهم نیست چه مدل کسب و کاری را برای خودتان انتخاب می‌کنید، مهم این است که بتوانید در طول یک مدت زمان معین، در زندگی کاری خود، با افراد بیشتری «معاشرت» کنید. این به این معنی است که در برنامه کاری خود بگذارید که هر روز با دو نفر جدید آشنا شوید و از آن دو نفر جدید هم بخواهید که شما را با دو نفر جدید دیگر آشنا سازند. چه اتفاقی می‌افتد؟ شما دایره‌ی دوستان و آشنایانتان را گسترش می دهید و به همین ترتیب میزان موفقیت خودتان را و کارتان را و بالا بردن سطح زندگی تان و ... این بسیار مهم است که ما با مدل بازاریابی اینترنتی می‌توانیم به موفقیت های چشمگیری دست یابیم، در هر سطحی که از آن باشیم. همانطور که در بالا هم اشاره کردم، میزان نفوذ ما اهمیت بسیاری دارد، آن را اصطلاحاً Leverage می گویند: یک قدرت مضاعف و اهرمی می تواند شما را چندین روز، ماه یا سال جلوتر بیاندازد. ببینید، این خیلی ساده است شما یک نفر هستید و اگر ۱۰۰ نفر از دوستانتان ۵ در صد از وقتی را که دارند برای شما بگذارند بهتر است یا اینکه یک نفر ۱۰۰ درصد از وقت (یا پول و سرمایه ای که دارد)؟ اگر با افراد با نفوذی آشنا شوید که ۱۰۰۰ نفر را در دایره آشنایانشان دارند و قرار باشد که این ۱۰۰۰ نفر در یک مهمانی فقط ۵ دقیقه از وقتشان را به شما بدهند که برایشان صحبت کنید شما هم در زمان و هم در سرمایه از نفوذ و قدرت یا Leverage آن یک نفر اصلی (که قطعاً در زندگی شما نقش بسیار مهمی را داشته است) استفاده کرده‌اید. منظور من این است که هر فردی که با او آشنا می شوید، یک قدرت نفوذ ویژه دارد و در بازاریابی شبکه‌ای، افراد شبکه‌ها، قدرت و نفوذ خود را با هم به اشتراک می کذارند. سطوح بالاتر باید به فکر سطوح پایین تر خود باشند، یعنی به نوعی آنها را اسپانسر کنند: یعنی از آموزش مداوم آنها و تهیه مطالب و متون و تصویر و سایت وب و ... دریغ نکنند. حمایت سطوح بالاتر باعث می شود که انگیزه و اعتماد و اطمینان در بین اعضای شبکه بالا رود و افراد مطمئن تر از گذشته درباره شما، کالا یا خدماتی که شرکت یا موسسه شما ارائه می‌دهد، با سطوح پایین تر خود صحبت می کنند (WOM) و مسلماً هر سطح به سطح بالاتر از خودش درصدی را به عنوان همان Residual Income اختصاص می دهد. حاصل چیست؟ کالا یا خدماتی که خوب و مفید و مصرفی باشد بخوبی بازاریابی می شود، یعنی افراد با کالا یا خدمات آشنا می شوند در اثر تبلیغ شفاهی، خود آن کالا را می خرند و مصرف می کنند و اگر واقعاً کیفیت آن کالا یا خدمات بالا باشد، آن را به دیگرانی که در شبکه آشنایان خود دارند - و دائم به تعداد آن می افزاید - «توصیه» می کنند و همین توصیه زبان به زبان می چرخد و از بابت این همین کار، کالاها و خدمات بیشتری بفروش می رسد و بازاریابان هم درصدی به عنوان کاری که انجام داده اند دریافت می کنند.

بازاریابی شبکه‌ای، کار بسیار سختی است و اصلاً نباید آن را به عنوان یک مدل کسب و کار که با آن می شود یک شبه میلیاردر شد برخورد کرد. ببینید! متقاعد کردن مردم و جلب رضایت مردم و جلب اطمینان آنان کار ساده ای نیست، خصوصاً وقتی که شما بخواهید این کار را روی اینترنت انجام دهید، جایی که ارتباطات رو در رو نیست. اما ایجاد یک درآمد خوب و سالم از این راه وجود دارد. آن چیزی که لازم است در اینجا بگویم این است که ما باید مردم را آگاه سازیم، من سعی دارم با همینن سمینارها و جلساتی که دارم و با همین مقالات این کار را انجام دهم. در بازاریابی شبکه‌ای هم باید از استراتژی ها و تکنیک ها و تاکتیتک‌هایی که پیش از این جواب داده اند استفاده کنیم، در واقع همانطوری که قبلاً نیز گفتم، MLM مدلی نیست که به آسانی شما را موفق کند، اما اگر موفق شوید، هم خودتان موفق شده اید، هم کالا و خدمات خوبی را که انتخاب کرده اید به دست مصرف کنندگان اصلی اش خواهد رسید (هدف بازاریابی) و هم اینکه تولید کننده آن کالا یا عرضه کننده آن خدمات انگیزه بیشتری برای یافتن بازارهای بیشتر و وسیعتر و نیز بالا بردن کیفیت کالا یا خدماتش خواهد داشت.

مایلم در رابطه با این موضوع بیشتر بنویسم، اما قبل از آن بیشتر مایلم بدانم که شما در این خصوص چه فعالیتی دارید و چگونه توانسته اید کار بکنید؟ مایلم بدانم که چه قواعد و قوانینی در ایران در این زمینه به تصویب رسیده است و سازمانهای متولی امور بازاریابی و بازرگانی داخلی و بین المللی چگونه با این موضوع برخورد کرده اند. برایتان آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم که این مطالب مورد استفاده شما قرار گرفته باشد.

منبع:Webfaqt
+ نوشته شده در  دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 15:52  توسط مدیریت وبلاگ | 

بازاریابی هرمی چیست؟
تابان خواجه نصیری

PyramidvsNM بسیاری از بازدیدکنندگان از سایت، خوانندگان مقالاتم و تعداد بسیاری از اعضای خبرنامه‌هایم این سوال را مطرح می‌کنند که طرح‌های هرمی یا بازاریابی هرمی چیست؟ و اینکه چه تفاوتی دارد با بازاریابی شبکه‌ای قانونی؟ فکر می‌کنم که این سوال، می‌تواند سوالی بسیاری از شما دوستان عزیز باشد و فکر می‌کنم که سوال بسیار خوب و مهمی است.



همیشه در جلسات و سمینارهای آموزشی‌ام به این موضوع اشاره می‌کنم و تفاوتها را بیان می‌کنم و همیشه سعی می‌کنم شنونده را به فکر بیاندازم. بر اساس اطلاعاتی که داریم، این ما هستیم که باید اطلاعات را با توجه به تجزیه و تحلیل‌هایمان به «دانش» تبدیل کنیم و اگر فرصتی پیش آمد (مثلاً زمانی که مورد سوال قرار گرفتیم) آن «دانش» به دست آمده را در اختیار سایرین نیز قرار دهیم. امیدوارم که با این مقاله‌ی کوتاه بتوانم به این پرسش مهم دوستان و خوانندگان علاقمند پاسخی مناسب بدهم.

پیش از این، همانطوری که در سایت (webfaqt.com) و در بخش مقالات نیز بایگانی شده است، به ارائه‌ی تعاریفی از بازاریابی شبکه‌ای قانونی Network Marketing (یا همان Multi Level Marketing) پرداخته‌ام و فکر می‌کنم که دیگر در این مقاله نیازی به توضیح بیشتر نباشد، گو اینکه اگر بار دیگر لازم شود، به طور مختصر به آن نیز اشاره می‌کنم. اما آنچه که در این مقاله به شما منتقل می‌کنم، این است که بدانیم بازاریابی هرمی یا طرح‌های هرمی یا به عبارت دیگر pyramid Schemes چیست؟

سعی می‌کنم خیلی مختصر و خیلی ساده این تعریف را بیان کنم و امیدوارم که همین قدر توضیح مختصر بتواند بسیاری از خوانندگانم را در رابطه با این قضیه مهم آگاه سازد. این آگاهی به ما این امکان را می‌دهد که در زمان خودش، تصمیم درستی اتخاذ کنیم و در زمان و مکان خودش،‌این آگاهی را به دیگران انتقال دهیم و این باید انجام شود تا مردم این حداقل آگاهی را داشته باشند و در عین حال آنان باید اطمینان داشته باشند که این نوع برخورد با موضوع، برخوردی انفعالی نیست، بلکه حاصل سالها تحقیق و مطالعه است در نزد فعالان بازاریابی، فروش کالا، و امور حقوقی (حقوق مصرف کنندگان) مربوط به آن.

چرا ما برخی از فعالیت های بازاریابی را فعالیت ها یا طرح‌های هرمی می‌دانیم؟ ما بر اساس یک سری مشاهدات و شرایط خاص می‌توانیم به این نتیجه برسیم. طرح‌های هرمی یک نقطه‌ی مشترک دارند و معمولاً به قول گفتنی داد می‌زنند که ما هرمی هستیم. ما با استفاده از دو نکته یا دو روش می‌توانیم این گونه طرح‌های هرمی غیر قانونی را از بازاریابی شبکه‌ای قانونی تشخیص بدهیم و من معتقدم که این خیلی مهم است مردم ما از این دو روش آگاه شوند. پیش از آنکه به این دو نکته بپردازم، لازم می‌دانم ابتدا به آن نقطه‌ی مشترک اشاره کنم. طرح‌های هرمی ادعا می‌کنند که افراد می‌توانند در مدت زمان کوتاهی، فقط با وارد شدن به شبکه یا سیستم، درآمدی فوق العاده داشته باشند. وقتی که افراد با این روش شروع می‌کنند به صحبت (و توصیه ورود به شبکه و نه خرید کالا یا خدمات و منفعت بردن از استفاده از کالا یا خدمات) به نوعی خود و سیستمی که برایش کار می‌کنند را لو می‌دهند. ما می‌دانیم که بسیاری از شرکتها، محصول یا خدماتی را را مطرح می‌کنند تا باز به قول معروف پشت آن محصول قایم شوند و طرح هرمی خودشان را به پیش ببرند.

چگونه می‌توانیم طرح‌های هرمی را از بازاریابی شبکه‌ای قانونی و درست تشخیص دهیم؟ خیلی ساده است. حالت اول: شرکتهایی و افرادی از آن شرکت ها می‌ایند و به شما می‌گویند که باید تعدادی (مثلاً فرض کنید چندین کارتن) کالا بخرید و انبار کنید. انبار کردن کالا نشان می‌دهد که طرح هرمی است، شما باید بیش از نیاز شخصی‌تان، کالا بخرید و این موضوع شرکت را در کوتاه مدت، ثروتمند می‌سازد. کالا روی دست شما می‌ماند، احتمالاً خراب می‌شود یا از رده خارج می‌شود و شما نمی‌توانید کالایی بفروشید و به این ترتیب از گردانه خارج می‌گردید. پس اگر بحث انبار کردن (یا خرید بیش از نیاز) مطرح شود می‌توانید بگویید که این نوع بازاریابی غیر قانونی است و من دنبال آن نمی‌روم. حالت دوم: شرکت اعلام می‌کند که ما فروش مغازه‌ای نداریم و کالا یا خدماتمان را به مردم عادی نمی‌فروشیم. افراد تنها وقتی می‌توانند از کالا یا خدمات آن شرکت استفاده کنند که عضو شبکه‌ی بازاریابی (غیر قانونی) آن شده باشند. طرح‌های هرمی با همین دو مورد کاملاً شناسایی می‌شوند و ما می‌توانیم بین آنها و بازاریابی شبکه‌ای قانونی تفاوتی فاحش را مشاهده کنیم. پس اگر خرید یا استفاده از کالا منوط به عضویت در شبکه باشد، خیلی ساده به ما نشان می‌دهد که این سیستم هرمی و غیر قانونی است و مردم باید آگاه شوند که درگیر چنین سیستم‌هایی نشوند، چون سقوط و انحطاط آنها، حتی اشباع آنها قطعی است. (توجه دارید که من در مورد طرح‌های هرمی صحبت می‌کنم و نه بازاریابی شبکه‌ای یا MLM قانونی).

در بازاریابی شبکه‌ای قانونی، کالا و خدماتی مصرفی وجود دارد، کار بازاریابی، کار سختی است و در کوتاه مدت، کسی مولتی میلیاردر نمی‌شود و صاحبان شرکت تولید کننده یا عرضه کننده خدمات، یک شبه ثروتمند نمی‌شوند، آنان در حال تولید هستند و مایلند که کالا یا خدماتشان به فروش برسد و نه اینکه فقط جیب خودشان را در رده‌های بالایی پر کنند. زیرمجموعه‌ها برای توصیه‌ای که می‌کنند که کالا یا خدمات با کیفیتی را به دست مصرف کننده واقعی اش برسانند، پورسانت یا حق الزحمه‌ای به عنوان پاداش، تحت عنوان طرح‌ها یا برنامه‌های پاداشی دریافت می‌کنند. در این نوع بازاریابی شبکه‌ای قانونی، اجبار یا نیازی به انبار کردن یا خرید بیش از نیاز مصرف کالا نیست و مهمتر اینکه افراد معمولی جامعه می‌توانند با مراجعه به فروشگاه‌ها یا مراکز خدماتی معتبر، بدون اینکه وارد شبکه فروش / بازاریابی / توزیع شوند، کالا یا خدمات را خریداری و مصرف نمایند.

حال افرادی که برای بازاریابی کالا یا خدمات شان به شما مراجعه می‌کنند، شما می‌توانید با در نظر داشتن این دو حالت، به این نکته پی ببرید که آیا کارشان قانونی است یا هرمی و غیر قانونی.

منبع:Webfaqt

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 15:49  توسط مدیریت وبلاگ | 

نکات کلیدی موفقیت در بازاریابی
تابان خواجه نصیری

عوامل متعددی برای موفقیت در بازاریابی کالا و خدمات وجود دارد. در این مقاله کوتاه، قصد دارم برخی از مهمترین نکات و عوامل را برای آن دسته از دوستانی که اخیراً این سوال را از من پرسیده اند بیان کنم.



 بازاریابی یعنی چه؟ هیچ شده است که پیش خودتان، از خودتان بپرسید که بازاریابی اصلاً و اصولاً چیست؟ در ده دوازده سال اخیر، از افراد بسیاری که سالها در کار فروش کالا یا خدمات بودند این سوال را پرسیده ام. موفق ترین آنها هم گاهی در بیان یک تعریف کوتاه و مختصر از بازاریابی دچار مشکل می شد. هر کسی تعریفی را ارایه می داد و از دید خودش فکر می کرد که دارد جامع ترین و کامل ترین پاسخ را می‌دهد. اما متاسفانه کمتر اتفاق می افتاد که فردی بیاید و یک تعریف درست و حسابی از بازاریابی به ما بدهد. بازاریابی یک هدف ناب و مشخص دارد: «کمک» به «پاسخگویی به نیاز یا نیازهای مشترک» «گروهی از مردم» - کار بازاریاب (چه روی اینترنت یا در فضای واقعی) در اصل این است که آن گروه از مردم را که نیاز یا نیازهای مشترکی دارند و البته «قدرت خرید» نیز دارند بیابد و به آنها «کمک» کنند تا با شناخت، خرید (یا مصرف) کالا و خدمات ما، آن «نیاز» را برطرف سازند و به آن در حقیقت پاسخگویند. ببینید بازاریابی درست مثل شکار یا ماهیگیری است. برای شکار و ماهیگیری شما نیاز به یک سری ابزار دارید : اولین گام برای بازاریابی «جمع آوری» اطلاعات است: من برای شکار کجا باید بروم؟ چه فروشگاهی را می شناسید که لوازم شکار یا ماهیگیری بفروشد؟ آیا مجله ای در این زمینه چاپ می شود؟ شکارچیان یا ماهیگران معروف و مشهور کجا جمع می شوند و چطور می توانیم آنها را پیدا کنیم؟ با پرسش هایی از این دست، علاقمندان، شروع به جمع آوری اطلاعات می کنند. ماهیگیران باید که انواع ماهی را نیز بشناسند و بدانند که نیاز ماهیها (از لحاظ نور و غدا و دما و درجه حرارت و ...) چیست؟ به همین ترتیب است که بازاریاب باید بداند مخاطبین هدفش کجا قرار دارند و نیازهای آنان چیست؟ «قدرت خرید» مخاطبین هدف بسیار مهم است و بازاریاب های موفق وقت و سرمایه خود را در جایی صرف می کنند که برایشان بازده دارد.

بازاریاب های موفق، از کوچک شروع می کنند. هدف خودشان را می دانند و البته و مهمتر از آن «کالا» و یا «خدماتی» را که عرضه می کنند بخوبی می شناسند. کار بازاریاب در واقع این است که «استفاده از آن کالا یا خدماتی که عرضه می کند را به مردمی که برای پاسخگویی به نیازهایشان به آن محصول یا خدمات احتیاج دارند توصیه می کند.» ببینید این قضیه خیلی مهم است: بازاریاب توصیه می کند ... نمی فروشد! فروش با بخش و یا واحد فروش است. شما وقتی کالا یا خدماتی را به یکی از دوستانتان توصیه می کنید، مثلاً وقتی که می گویید که برو فلان فیلم را ببین یا فلان کاست موسیقی را بخر، در واقع دارید خرید بلیط فیلم یا آن کاست را توصیه می کنید. شما دارید برای آن فیلم یا کاست موسیقی بازاریابی می کنید - گاه بدون آنکه خودتان خبر داشته باشید. افرادی که چیزی را توصیه می کنند حتماً خودشان آن را مصرف کرده اند و از آن رضایت داشته اند پس بازاریاب های موفق کسانی هستند که خودشان مصرف کننده کالا و خدماتشان هستند و از آن واقعاً رضایت دارند. کالا و خدماتی را بازاریابی کنید که واقعاً آن را خودتان نیز استفاده می کنید و از اینکه آن را بکار می برید رضایت دارید.

شرکت ها و موسسات، چه بزرگ و چه کوچک، به نظر من باید تحقیق وشناسایی بازار هدف را سر لوحه اقداماتشان قرار دهند. نیازهای واقعی (کوتاه یا بلند مدت) بازارشان را پیدا کنند و خدمات یا محصولاتی را عرضه کنند که بتواند نیاز مردم را جواب بدهد. متقاعد کردن شرکت ها و موسسات در بکار گیری یا روی آوردن به بازاریابی حرفه ای کار ساده ای است شاید خیلی از آنها فکر می کنند تبلیغ یعنی بازاریابی، اما تبلیغ تنها یکی از ابزارهای بازاریابی است. بازاریابی حرفه ای استراتژی های متعددی دارد، تکنیک ها و تاکتیک های متعددی دارد که بازاریابان حرفه ای باید که آن شیوه ها و روش ها را بیاموزند و بلافاصله به همکاران خود آموزش دهند. حیات سیستم های کوچک و بزرگ در گرداب گسترده گیتی به میزان آموزشی که می بینند و یا ارایه می دهند بستگی دارد. به آنهایی که در برابر ایجاد تیم ها و یا واحدهای بازاریابی در یک شرکت یا موسسه کوچک مقاومت می کنند باید این را گفت که جلب اعتماد مخاطبین شما کار ساده ای نیست، کسی از کالا یا خدماتی که ارایه می دهید مطلع نیست، مزایای استفاده از کالا و خدمات شما را نمی دانند، پس چه باید کرد: گروه هایی را باید تعلیم داد تا به درستی کالا و خدمات شما را به دست مصرف کننده واقعی برسانند.

در زمینه بازاریابی کتابهای متعدد و مقالات و تحقیقات متعددی وجود دارد به فارسی و انگلیسی: کافی است در گوگل یا سایت آمازون به دنبال واژه های مرتبط جستجو کنید و آنوقت خواهید دید که تا دلتان بخواهد کتاب و مقاله در این زمینه وجود دارد. Marketing توصیه است و اگر من در این مقاله سایتی یا کتابی را توصیه کنم در واقع دارم برای آن سایت یا کتاب بازاریابی می کنم. پس اجازه دهید که شرکت در سمینارها و دروه های بازاریابی خودم بگویم، چون خودم از آنها بسیار استفاده بردم و دیدم که افراد بسیاری روش ها و تکنیک ها و استراتژیهای موفقی را که آموزش داده ام را بکار برده اند و موفق شده اند (: - توفیق و موفقیت همه شما را از ته دلم آرزومندم.

منبع:Webfaqt

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 15:48  توسط مدیریت وبلاگ | 

 در افسانه هاي کهن هندوستان آمده است که در روزگاران دور آدميان همه خلق و خو سرشتي خدا گونه داشتند ولي از امکانات و تواناييهاي خود خوب استفاده نکردند و کار به جايي رسيد که برهما خداي خدايان تصميم گرفت قدرت خدايي را از آنان باز گيرد و آن را در جايي پنهان کند که دست آنها از آن کوتاه باشد.

بدين منظور او در جستجوي مکاني برآمد که مخفي گاه مطمئن و دور از دسترس آدميان باشد. زماني که برهما با ديگر خدايان مشورت نمود آنها چنين پيشنهاد کردند: بهتر است قدرت بيکران انسانها را در اعماق خاک پنهان کنيم، برهما گفت: آنجا جاي مناسبي نيست زيرا كه آنها ژرفاي خاك را خواهند كاويد و دوباره به آن دست پيدا خواهند كرد. پس خدايان گفتند: بهتر است نيروي يزداني آدميان را به اعماق اقيانوسها منتقل كنيم تا از دسترس آنها دور باشد. اين بار برهما گفت : آنجا نيز مناسب نيست زيرا دير يا زود انسان به عمق درياها و اقيانوسها رخنه خواهد كرد و گمشده ي خود را خواهد يافت و آن را به روي آب خواهد آورد.

آنگاه خدايان كوچك با يكديگر انجمن كردند و گفتند:

ما نمي دانيم اين نيروي عظيم را كجا بايد پنهان كنيم، بــه نظر مي رسد كه در آب و خـاك جايي پـيدا نمي شود كه آدمي نتواند به آن دست يابد. در اين هنگام برهما گفت: كاري كه با نيروي يزداني آدمي مي كنيم اينست كه ما نيروي آدميان را در اعماق و جود خود او پنهان مي كنيم. آنجا بهترين محل براي پنهان كردن اين گنج گرانبهاست و يگانه جايي است كه آدمي هرگز به فكر جستجو و يافتن آن بر نخواهد آمد.

در افسانه هندی چنین آمده است : از آن به بعد آدمی سراسر جهان را پیموده است. همه جا را جستجو کرده است بلندی ها را در نوردیده است به اعماق دریاها فرو رفته است به دورترین نقاط خاک نفوذ کرده است تا چیزی بدست آورد که در ژرفای وجود خود او پنهان شده است !!!

با تشکراز: se7en-vision

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 بهمن1385ساعت 3:35  توسط مدیریت وبلاگ | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
.

پیوندهای روزانه
گزارشهایی از جشن 2 سالگی وست ویژن!!!
- GeoTrustچيست؟!!!
- amway تاریخچه!!!
- نتورک مارکتینگ فرصت یا تهدید!!!
- وست ویژن در شبکه 2 !!!
- تصاویر جدید از دفتر نمایندگی وست ویژن!!!
- آدرس جدید دفتر تهران !!!
- بازتاب همايش دوهزار نفري وست‌ويژن در سایت دادستانی کل کشور و ... !!!
- گزارش تصویری از همایش آذر ماه 1385(حوره هنری)!!!
- گزارش تصویری از نمایشگاه صنایع دستی و گردشگری لندن!!!
- روزنامه هدف و اقتصاد!!!
- روزنامه هاي ايران!!!
- موج چهارم "ریچارد پو"!!!
- پاسخ به 10 سوال متداول!!!
- پلان بای سولار!!!
- تحلیل Step8!!!
- نظر حضرت آیت الله العظمی روحانی در مورد شرکت وست ویژن!!!
- گزارش تصویری از همایش فروردین ۸۵(سالن وزارت کار و امور اجتماعی)!!!
- گزارش تصویری نمایشگاه تبریز!!!
- فروشگاه اینترنتی کتاب!!!
- وری ساین!!!
- هکر سیف!!!
- همایش جنبش فقر!!!
- عکسهایی از دفتر قبلی شرکت!!!
- فعالیت در وست ویژن در پرتو تعالیم دینی و فقهی
- همایش وست ویژن(2)!!!
- همایش وست ویژن(1)!!!
- SSLوVERISIGN!!!
- وست ویژن جایگزین گلدکوئست!!!
- وست ویژن و قوانین بین المللی!!!
- معرفی شرکت وست ویژن و پلان آن!!!
- اساسنامه رسمی شرکت!!!
- ثبت نام عضو جدید!!!
- سایت وست ویژن!!!
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1387
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آرشیو موضوعی
حکایت
خبری
آموزشی
محصولات
تحلیلی
معرفی کتاب(حرفه ای)
معرفی کتاب(مبتدی)
جملاتی از بزرگان
پیوندها
وست ويژن تاپ ليدرز
The Best Of Leaders
گروه آموزشی فتح بهشت
گروه طلایی وست ویژن
تیم آموزشی راه سبز
وست ويژن شيراز
وست ويژن وی تيم
از ایران برای ایران
وست ويژن برای ما
وست ويژن آذربایجان
وست ویژن سرای ماندگار
Vast Mind For Vast Vision
دختــــــران وســــــت ویـــــــژن
وست ویژن برای همیشه
Vast Goal Blog
گروه دیدگاه
وست ویژن تبریز
se7en-vision
وست ویژن یزد
وست ویژن مشهد
عقابهای وست ویژن
نماد برتر با وست ویژن
رازهای موفقیت وست ویژن
تیم اموزشی وست ویژن
وست ویژن بجنورد
وست ویژن کاشان
وست ویژن سر بندر
وست ویژن زنجان
وست ویژنبندر امام خمینی
وست ویژن دزفول
وبلاگ آموزشي و اطلاع رساني وست ويژن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان